تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
از آن بيرون نمىآيند و مانند يك موجود عزيزى در پس پرده هستند كه تا او را اجازت ندهى ، رخ ننمايد . سپس بايد دانست كه هر فكرى هم موّفق به پرده‌بردارى و كشف معناى اين سخنان نيست و هر خاطرى را اجازت وصول به اين معانى داده نمىشود و هر كس به شكافتن غلاف مرواريد توفيق نمىيابد ، و تنها اهل معرفت آن را دانند چنان كه درگاه شاهان بر هر آن كسى كه بدان نزديك شود گشوده نمىشود ! » « 1 » گرچه تمامى تمثيلات قرآن از حيث برانگيختن نيروى فكر و انديشه انسان ، و دعوت او به تأمّل و تعمّق در پديده‌ها و مظاهر عالم هستى ، يكسانند ، امّا در اينجا و از باب نمونه تمثيلى را كه در آن انسانهاى فراموشكار را دعوت به تفكّر در خلقت اوّليه خود نموده و در كوتاهترين عبارت كامل‌ترين ترسيها را از خلقت انسان نموده است ، ارائه مىنماييم :
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ * وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ *
« 2 » « آيا انسان نديد ( نمىداند ) كه ما او را از نطفه‌اى بىارزش آفريده‌ايم و او ( چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه ) به مخاصمه آشكار برخاست ! و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد ، و گفت چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند در حالى كه پوسيده است ؟ بگو : همان كسى آن را زنده مىكند كه نخستين بار آن را آفريد . و او به هر خلقى آگاه است . » قرآن در اين آيات ، نخست دست انسان را مىگيرد و به آغاز حيات خودش در آن روز كه نطفه‌اى بىارزش بيش نبود مىبرد و او را به انديشه وا مىدارد ، و در اين ميان روى
هامش
( 1 ) . اسرار البلاغه ، ص 82 . ( 2 ) . يس / 79 - 77 .