فراهم آوردن يك بستر مناسب براى رشد و ارتقاء همسان غرايز و عواطف بشرى در كنار هم است . « 1 »
ليكن نفوس بشرى در پرتو تعاليم حياتبخش قرآن كريم ، خواهند توانست تا استعدادها و تمايلات و غرايز خويش را در مسير فطرى و طبيعى خود و طّى فرايندى هماهنگ و موزون ، ارضاء و اقناع نموده و در نهايت به كرامت انسانى و تعالى روحى خود دست يازند ، چرا كه قرآن كريم ، كلام خالق مدبّر و حكيمى است كه بر تمامى زواياى روحى انسان و ابعاد پيچيده آن ، احاطه و اشراف كامل دارد ، و نه زاييده ذهن بشرى كه پس از سپرى شدن قرنها هنوز از شناخت تمامى ظرايف و پيچيدگيهاى كالبد جسمانى خود عاجز و ناتوان است چه رسد به درك ابعاد گوناگون و پيچيده روحى خود ، با آن همه لايههاى تنيده درهم و آن همه نكات مرموز و اسرار فوقالعاده .
محمّد قطب مىگويد :
« اسلام معتقد است كه موجوديّت بشرى مجموعهء يگانهء به هم پيوستهاى است . و محال است در اين فطرت يكسان بهم پيوسته ، يك جنبه را از جنبهء ديگر جدا كرده ، از آن راهى كه مطابق آفرينش پروردگارش بايد جريان داشته باشد ، منحرف ساخت » « 2 » چنانچه از اين منظر نيز به تمثيلات قرآن بنگريم ، ملاحظه خواهيم نمود كه اين جنبهء مهمّ تربيتى در اثناء مثالهاى قرآنى مغفول نمانده و گاه مثالها مىتوانند نقش مؤثّرى را در جهت رشد هماهنگ و متعادل غرايز و عواطف بشرى ايفا نمايند .
در اينجا به ذكر نمونهاى كه مىتواند شاهد گويايى بر اين مدّعا باشد ، بسنده
هامش
( 1 ) . يونگ مىگويد : « ابعاد مختلف شخصيّت بايد هماهنگ رشد نمايد . اگر بخش خاصّى از شخصيّت رشد بيشتر پيدا كند موجب تنش و تنيدگى شده و توليد نابهنجارى مىكند » ( تربيت شخصيّت انسانى ) ، ج 1 ، ص 180 ) همچنين ، « كراشن اشتاينر » نخستين اصل از اصول تربيتى را : « همه جانبه نگرى » دانسته و مىگويد :
« هرگز عمل تربيتى خود را تنها به يك چشمانداز خاص مشخّص مكن ، بلكه هميشه آن را طبق ساختمان كلّى شخصيّت در حال تكوين تربيتآموز خويش تعيين كن . ( مربّيان بزرگ ، ص 265 ) .
( 2 ) . روش تربيتى اسلام ، ص 25 .