ايران و شامات به حجاز مىآمدند و شنيدن اين آيات براى آنان همان جاذبه و طراوتى را داشت كه براى يك فرد حجارى داشت . . به ويژه آن كه در اين دسته از آيات ، بهشت با صفاتى از قبيل جاودانگى ، زوال ناپذيرى ، تنوّع و . . . توصيف شده است . مثلا خداوند مىفرمايد :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا . . .
« 1 »
« وصف بهشتى كه به پارسايان وعده داده شده اين است كه از زير درختان آن نهرها روان است . ميوهها و سايهاش پايدار است . اين فرجام كسانى است كه پروادارى كنند . »
در اينجا مسألهء زوال ناپذيرى و پايدارى سايهها و هميشگى بودن ميوهها مطرح است و در سورهء نحل ، هر آن چه بخواهند ، نويد داده شده است :
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ
« 2 » « بهشتهاى عدن كه در آن داخل مىشوند . رودها از زير درختان آنها روان است ؛ در آنجا هر چه بخواهند براى آنان فراهم است . »
بنابراين تعبيراتى چون خلود و جاودانگى : لهم ما يشاءون ، عدن ( هميشه بهار بودن ) ، أكل دائم ( خوردنىهاى هميشگى ) ظلّ دائم ( سايههاى پايدار ) اوصافى است كه به سراى جاويدان مربوط مىشود و از خصوصياتى است كه هر چه بگوييم در دنيا يافت نمىشود . قرآن چنين نويدى را براى بهشتيان مىدهد و چنين توصيفى نمىتواند مخصوص زمان و مكان معينى باشد . « 3 »
هامش
( 1 ) . رعد / 35 .
( 2 ) . نحل / 31 .
( 3 ) . قرآن و فرهنگ زمانه . ص 51 و 52 .