4 - گسترش افق فكر و انديشهء انسان
در نظام تربيتى اسلام ، انسانها به تفكّر و انديشه در خداشناسى ، انسانشناسى و جهان شناسى دعوت شدهاند ، تا از اين رهگذر پوستهء ظاهر جهان هستى را شكافته و با نگاهى ژرف به حقايق عالم ، اهل معنى و معنويّت شوند . قرآن بدايت اين مسير را مواجههء يا حسّى با جهان مىداند و لذا در نگاشتن علم بر لوح ذهن ، نخست از گوش و چشم سخن مىگويد : وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ . . . « 1 » خداوند كه خود معلّم اوّل بشر است ، در مقام تعليم ، كار را از مواجههء حسى انسان با جهان آغاز مىكند . نمونهء بارز اين مسئله در داستان دو فرزند آدم و برانگيختن زاغ از ناحيه خدا - براى نشان دادن چگونگى دفن مردگان به انسانها - به چشم مىخورد . « 2 » به گفتهء علّامهء طباطبائى آيهء مربوط به اين واقعه ، تنها آيهاى است در قرآن ، كه حال بشر را در بهرهبردارى از حواس نشان مىدهد و مىرساند كه انسان خواص چيزها را بوسيله حس بدست مىآورد ، و سپس با تفكّر در آنها به اغراض و مقاصد حياتى خود مىرسد ! « 3 » ايشان مىفرمايند : « تأمّل در حال انسان و دقّت در آيات شريفهء قرآنى بدست مىدهد كه علوم نظرى انسانى يعنى علم به خواص اشياء و معارف عقليهاى كه به دنبال آن است از حسّ سرچشمه مىگيرند و خداوند از راه خواصّ اشياء خارجى به او مىآموزد همانطورى كه از جملهء : « فبعث اللّه غرابا . . . » استفاده مىشود » .