تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بر اين اساس قرآن ، آدمى را دعوت به مواجههء حسّى با هستى كرده است . امّا اين مواجهه ، آغاز است و بايد از آن پيشتر رفت و بر پايهء محسوسات انديشيد و آنچه از اين انديشه‌ها استوار و متين است ( حكمت ) برگزيد و با آن ملازم شد تا عقل بشكفد . « 1 » يكى از اهداف مهمّ قرآن ، توجّه دادن و ياد كرد مكرّر آيات محسوس و ملموس الهى است تا شايد از اين طريق چشمهء فكر و انديشه در وجود انسان جوشش كند و از مشاهدهء جلوه‌هاى قدرت و رحمت الهى در عالم هستى جوانه‌هاى انديشه در زمين وجودش برويد . در اين ميان تمثيلات قرآن ، ميدان گسترده‌اى از چشم اندازهاى بديع جهان هستى را در پيش روى آدمى گذارده و او را به شناخت رازهاى هستى و اسرار عالم آفرينش دعوت نموده است .
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 2 » « و اين مثلها را براى مردم مىزنيم ، باشد كه آنان بينديشند . » گرچه اين تمثيلات از حيث سادگى و وضوح براى همگان قابل استفاده مىباشند ، امّا نبايد از نظر دور داشت كه درك ظرافتها و نكات دقيق و عميقى كه در بطون اين مثالها نهفته شده تنها در انحصار خردمندان و دانشوران است . « 3 »
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
« و اين مثلها را براى مردم مىزنيم ولى جز دانشوران ( معانى دقيق و عميق ) آنها را در نيابند . » عبد القاهر جرجانى مىگويد : « تو نيك مىدانى كه اين گونه معانى همچون گوهرى در صدف مىباشند كه جز با سختى
هامش
( 1 ) . نگاهى دوباره به تربيت اسلامى ، ص 142 . ( 2 ) . حشر / 21 . ( 3 ) . شايد به همين دليل بوده كه يكى از علماى سلف مىگفت : « هر گاه من يكى از مثالهاى قرآن را مىخوانم ولى مفهوم ( و كنه و حقيقت ) آن مثال را در نمىيابم بر خود مىگريم ! » تفسير ابن كثير ، ج 4 ، ص 513 .
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 276 | حميد محمد قاسمى