« هيچ كس نمىداند چه پاداشهاى مهمّى كه مايهء روشنى چشمهاست براى آنها ( در بهشت ) نهفته شده » اشاره به همين معنا دارد . « 1 »
دكتر محمّد على صغير دربارهء اين مثل ، چنين مىنويسد :
« از جمله روشهاى كه در مثالهاى قرآنى نمود چشمگيرى دارد ، ترسيم و تصوير لذّتهاى حسّى و يا عذابهاى دردناك است و هدف از آن نيز تأثيرگذارى بر فرد و درمان روحى اوست . ترسيم صحنههائى از نهرهاى جارى و شراب طهور و شير خالص و انگبين ناب و انواع ميوههاى رنگارنگ ، دل هر عرب باديهنشين دور از آب و ميوه و سايههاى دلنواز را به خود مجذوب مىنمود . چرا كه در زندگى او اين امور بسيار نقش آفرين و حائز اهميّت بود .
دستيابى به آب شيرين و گوارا نهايت آرزوى عرب حجازى بشمار مىرفت ، حال اگر مسئله فراتر رود و به جوىهاى شير و رودهايى از شراب و نهرهايى از عسل مصفّى كشيده شود براى او نهايت خوشبختى و كاميابى است ، خصوصا اينكه اين امور با نعمتهاى معنوى عظيمى همچون آمرزش پروردگار و رهايى از عذاب دوزخ قرين گردد . آرى ترسيم اين صحنهها كه منتهاى خواستهء وى بود ، آتش شوق را در دلش مشتعل مىساخت و تمام وجود او را غرق در اين احساسات طربانگيز مىنمود . » « 2 »
تذكّر اين نكته ضرورى مىنمايد كه توصيف بهشت و جهنم و وعدهها و وعيدها در قرآن به گونهاى نيست كه تنها مخاطبين زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و عربهاى باديهنشين را به وجد و نشاط آورد و براى ديگران تأثير ارشادى و هدايتى نداشته باشد .
بىگمان ، هر انسانى از سبزه و آب ، باغ و بوستان و شادابى و زيبايى خوشحال مىشود و به آن كشش پيدا مىكند و از آتش و عذاب و شكنجه و مسائل ديگر گريزان است . شاهد بر اين مدّعا اين است كه در عصر رسالت ، مردمانى از مناطق ديگر مثل
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 18 ، ص 372 .
( 2 ) . الصورة الفنية فى المثل القرآن . ص 381 و 382 .