تحقير مىكند و اين در نفس مستمع تأثير مىنهد و او را از چنين انسانى متنفّر مىسازد و ذهن او را براى آيات و دلايل آماده مىسازد . « 1 »
و چنين است آيهء :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
« 2 » كه حاملان كتاب و غير عامل به محتواى آن را به الاغى تشبيه مىكند كه بار كتب بر پشت دارد ، امّا از آن بهرهاى ندارد . « 3 » و بدين گونه چنين عالمانى را تحقير مىكند تا غرور علم آنان را نگيرد و به ديگران نيز هشدار مىدهد كه فريب اينان را نخورند كه ايشان در صورت ، انسان صاحب علماند امّا در باطن ، حيوانى بىشعور . « 4 »
و در صحنهاى ديگر براى مجسّم نمودن قبح و زشتى غيبت آن را در قالب تمثيلى مشمئز كننده و نفرتانگيز ترسيم نموده و مىفرمايد :
أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ . . .
« 5 »
جالب آن است كه قرآن به منظور جلب توجّه مخاطبين و فراخواندن آنها براى برقرارى ارتباط با موضوع مورد تمثيل ، از تعابير و واژههاى ويژهاى استفاده نموده ، و از اين راه گوش و هوش مستمعين را به خود متوجّه نموده و رشتههاى علقه و پيوند با دلهاى آنها برقرار ساخته است .
نمونههايى از اين تعابير كه به منظور ايجاد رغبت و كشش درونى در شنوندگان در ابتداى برخى تمثيلات قرآنى به كار رفته ، چنين است :
- آيا نديدى ؟
أَ لَمْ تَرَ
« 6 »
هامش
( 1 ) . براى آشنايى بيشتر با معنا و مقصود اين تمثيل به صفحه 169 مراجعه نماييد .
( 2 ) . جمعه / 5 .
( 3 ) . دربارهء اين تمثيل به صفحهء 124 مراجعه نمائيد .
( 4 ) . پژوهشى در تبليغ ، ص 476 و 477 .
( 5 ) . حجرات / 12 . دربارهء اين تمثيل به صفحه 117 مراجعه نمائيد .
( 6 ) . ابراهيم / 24 .