آرى اگر لجاجتها و تعصّبات و منازعات و مجادلات بيهوده انسانها ، دريچههاى دل آنها را بر حقايق نبسته بود ، و راه وصول ايشان را به هدايت سدّ نكرده بود ، تنها همين مثالهاى الهامبخش و بيدارگر و عبرتآموز قرآن براى هدايت آنها و نجاتشان از گمراهيها كافى بود .
خداى متعال در اشاره به اين حقيقت مىفرمايد :
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
« 1 » « ما در قرآن هر گونه مثلى را براى مردم بيان كردهايم ، ولى انسان بيش از هر چيز به جدل مىپردازد . »
و يا مىفرمايد :
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
« 2 » « و به راستى در اين قرآن از هر گونه مثلى ، گوناگون آورديم ولى بيشتر مردم جز سر انكار ندارند . »
آرى ، اگر به پارهاى از توصيفاتى كه خداوند متعال دربارهء انسانهايى چند نموده و گاه آنها را به چهارپايان و بلكه پستتر تشبيه نموده :
« آنها دلها [ عقلها ] يى دارند كه با آن ( انديشه نمىكنند و ) نمىفهمند ، و چشمانى كه با آن نمىبينند ، و گوشهايى كه با آن نمىشنوند ؛ آنها همچون چهارپايانند ، بلكه گمراهتر ، اينان همان غافلانند . » « 3 »
و گاه دلهاى آنها را به سنگهاى خارا و بلكه سختتر از آن تشبيه نموده :
« سپس دلهاى شما سخت شد ، همچون سنگ يا سختتر ! چرا كه پارهاى از سنگها
هامش
( 1 ) . كهف / 54 .
( 2 ) . اسراء / 89 .
( 3 ) . اعراف / 179 .