« اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم ، مىديدى كه در برابر آن خشوع مىكند و از خوف خدا مىشكافد ! و اينها مثالهائى است كه براى مردم مىزنيم تا در آن بينديشند . »
علّامهء طباطبائى در تفسير اين تمثيل شگفت قرآن مىفرمايند :
« منظور از آيهء شريفه ، تعظيم امر قرآن است ، بخاطر معارف حقيقيهاى كه دربردارد و اصول شرايع و عبرتها و مواعظ و وعد وعيدها كه در آن است ، و نيز بخاطر اينكه كلام خداى عظيم است .
و معناى آيه اين است كه اگر ممكن بود قرآن بر كوهى نازل شود ، و ما قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم ، قطعا كوه را با آن همه صلابت و عظمت و بزرگى هيكل و نيروى مقاومتى كه در برابر حوادث دارد ، مىديدى كه از ترس خداى عزّوجلّ متأثّر و متلاشى مىشود ، و وقتى حال كوه در برابر قرآن چنين است ، انسان سزاوارتر از آن است كه وقتى قرآن بر او تلاوت مىشود و يا خودش آن را تلاوت مىكند قلبش خاشع گردد .
بنابراين بسيار جاى تعجب است كه جمعى از همين انسانها ، نه تنها از شنيدن قرآن خاشع نمىگردند ، و دچار ترس و دلواپسى نمىشوند ، بلكه در مقام دشمنى و مخالفت هم بر مىآيند ! » « 1 » تمثيلات قرآن نيز كه رشحهاى از رشحات اقيانوس بىكران اين كتاب آسمانى هستند ، با ارائه تصاويرى خارقالعاده و زنده از صحنههاى طبيعت و با ترسيم منظرههايى بديع و خيره كننده از تمامى مظاهر و پديدههاى هستى ، آن هم در قالب الفاظى كه همچون گوهرهايى درخشان به نيكوئى و هنرمندى تراش خورده و گردنبندى براى عروس زيبا و دلرباى قرآن فراهم آورده ، هر بيننده و شنوندهاى را كه حظّى از هنر و زيبايى برده باشد و إله و شيدا مىنمايد ، و او را به حوزهء جاذبهء خود كشيده و روح و انديشه او را تسخير مىكند .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 452 و 453 .