به اين ترتيب خرده گرفتن مخالفان بر مثالهايى كه به زعم آنها اشاره به امورى كوچك و بىارزش ( همچون عنكبوت و مگس و ساير حشرات ) دارد ، تنها بهانهاى براى شانه خالى كردن از قبول حقايق بوده است ، چرا كه اهميّت و ظرافت مثال در بزرگى و كوچكى آن نيست ، بلكه در انطباق آن بر مقصود است . گاه كوچك بودن آن بزرگترين نقطهء قوت آن است .
فى المثل ، هنگامى كه سخن از تكيهگاههاى سست و بىاساس است بايد مثال را از عنكبوت انتخاب كرد كه بهتر از هر چيز مىتواند اين سستى و ناپايدارى و عدم ثبات را منعكس كند و اين عين فصاحت و بلاغت است . « 1 »
قرآن كريم ، در مناسبتى ديگر پس از آنكه تعداد مأموران دوزخ را نوزده نفر ( يا نوزده گروه ) ذكر مىكند ، اشاره مىدارد كه اين موضوع خود به دستاويزى براى كفّار تبديل گرديد و گروهى آن را به مسخره گرفته و گروهى نيز كمى مأموران دوزخ را دليل بر اين پنداشتند كه غلبه بر آنها كار مشكلى نيست ! خداوند در پاسخ آنان مىفرمايد :
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا ، كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ
« 2 » « مأموران دوزخ را جز فرشتگان ( عذاب ) قرار نداديم ، و تعداد آنها را جز براى آزمايش كافران معين نكرديم ، تا اهل كتاب ( يهود و نصارى ) يقين پيدا كنند و ايمان مؤمنان افزوده شود و اهل كتاب و مؤمنان ( در حقانيّت اين كتاب آسمانى ) ترديد به خود راه ندهند ، و
هامش
( 1 ) . بنگريد به : تفسير نمونه ، ج 16 ، ص 281 .
( 2 ) . مدثر / 31 .