و اساسا منكر آن هستند كه خداى سبحان به موجودات خرد و كوچكى همچون پشه و عنكبوت و مانند آن مثال زده باشد . اينان نه تنها حكمتها و عبرتهاى تمثيلات قرآنى را منكرند ، بلكه اساسا در آسمانى بودن اين سخنان و وحيانى بودن آنها شك و ترديد دارند ! خداوند متعالى واكنش اين دو گروه را در برابر مثالهاى قرآن چنين ترسيم نموده است :
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
« 1 » « خداوند از اينكه مثال ( به موجودات ظاهرا كوچكى مانند ) پشّه و حتّى بالاتر از آن ( از نظر كوچكى و ظرافت ) بزند شرم نمىكند . ( در اين ميان ) آنها كه ايمان آوردهاند مىدانند اينها حقيقتى است از طرف پروردگارشان ، و امّا آنها كه راه كفر را پيمودهاند ( اين موضوع را بهانه كرده ) و مىگويند منظور خداوند از اين مثل چه بوده است ؟ ( آرى ) خدا جمع زيادى را با آن گمراه و عدّهء كثيرى را هدايت مىكند ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مىسازد » دربارهء سبب نزول اين آيه گفتهاند ، هنگامى كه خداى متعال مثلهايى از مگس و عنكبوت ( و مانند اين حيوانات كوچك ) در كتاب خود آورد ، يهوديان گفتند : خدا به چه منظور از اين حيوانات خرد ياد كرده ؟ و مشركان نيز گفتند : خدائى را كه اين اشياء را ذكر كند پرستش نخواهيم كرد ! و هر دو گروه اين موضوع را بهانه قرار داده و زبان به اعتراض و انتقاد گشودند . از اينرو آيه فوق نازل شد تا عظمت و اهميّت امثال را به آنان بفهماند . « 2 »
از اين آيهء مىتوان دريافت كه افراد به مقتضاى روحيات و معرفت خود در برابر يك آزمايش الهى دو گونه عكس العمل نشان مىدهند و هر يك از امتحانها ، آثار مختلفى را
هامش
( 1 ) . بقره / 26 .
( 2 ) . بنگريد به : تفسير الخازن ، ج 1 ، ص 88 . تفسير مجمع البيان ، ج 1 ، ص 165 .