صلاحيتها و عدم صلاحيتها ظاهر شود .
اساسا نظام هستى بر ابتلاء و امتحان استوار است و هر كه ادعائى كند بايد بداند كه هزاران امتحان در پيش دارد . به تعبير « ملّاى رومى » آن انسان بىاطّلاع از فنّ خياطى چون ادّعاى خياطى كند ، بلافاصله يك قواره پارچهء اطلس پيش رويش مىگذارند و مىگويند يك قباى گشاد ببر و در نتيجه اين امتحان ، راستگو از دروغگو معلوم مىشود . اگر مردم در ناگواريها و مانند آن امتحان نمىشدند ، هر ناكسى مدّعى مىشد كه در روز جنگ رستم دستان است .
صد هزاران امتحان است اى پدر * هر كه گويد من شدم سرهنگ در
گر نداند عامه او را ز امتحان * پختگان را ، جويندش نشان
چون كند دعوىّ خياطى خسى * افكند در پيش او شه ، اطلسى
كه ببر اين را به غلطان فراخ * ز امتحان پيدا شود او را دو شاخ
گر نبودى امتحان هر بدى * هر مخنّث در وغا رستم بدى
« 1 » روش ابتلا و امتحان نيكوترين روش در شكوفا كردن استعدادهاى بشر و آشكار نمودن گوهر حقيقت آدمى و خالص نمودن وجود انسان و مشخص كردن شايستگيها و مراتب افراد و وسيله جدا نمودن و تمييز آنان است . « 2 »
اين پالايش درونى تنها در گرو مواجههء عملى متربّى با صحنههاى ابتلا است و نمىتوان روشهاى ديگر اعمّ از موعظه و نصيحت و بينش دهى و نظير آن را جايگزين اين روش نمود .
بر اساس روش ابتلا ، مربّى بايد متربّى را در كام عمل بيفكند تا او خود ، پستيها و بلنديها را زير پا بگيرد و با خوشيها و ناخوشيها در آويزد و در هر يك ، توانهاى معيّنى را
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، دفتر سوم .
( 2 ) . سيرى در تربيت اسلامى ، ص 311 - 308 .