است كه در برابر كسانى كه به آفرينش حضرت مسيح عليه السّلام ايراد نموده و مىگفتند كه چگونه ممكن است انسانى بدون پدر متولّد شود و از اين راه قصد داشتند تا ادّعاى باطل الوهيّت آن حضرت را ثابت نمايند ، مىفرمايد :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« مثل عيسى در نزد خدا ، همچون مثل آدم است كه او را از خاك آفريد و سپس به او فرمود : موجود باش و او هم فورا موجود شد . »
در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه مسيحيان نجران با سران خود به مدينه آمدند و در مسجد با رسوم خود به نماز پرداختند و ناقوس زدند . اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله متعجب شدند و به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله گفتند چطور اجازه مىدهى كه در مسجد تو به نماز آن هم به رسم خويش پردازند ؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : آنها را به حال خويش واگذاريد . مسيحيان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله گفتند : به چه چيز ما را مىخوانى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : شما را دعوت به اسلام آوردن مىكنم و بدانيد كه عيسى بشرى بود كه مىخورد و مىآشاميد و صحبت مىكرد . آنها ( در مقام مجادله برآمدند و ) پرسيدند : پدر عيسى كيست ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در جواب به آنها فرمود : به من بگوئيد كه پدر آدم كيست ؟ آنها جواب نگفتند و در آن هنگام اين آيه نازل شد . « 1 »
آيه با يك استدلال كوتاه و روشن به ادّعاى مسيحيان نجران دربارهء الوهيّت مسيح عليه السّلام پاسخ مىگويد و اشاره مىدارد كه اگر عيسى بدون پدر به دنيا آمد هيچگاه دليل بر آن نمىشود كه او فرزند خدا يا عين خدا باشد ، زيرا اين موضوع دربارهء آدم به شكل عجيبترى تحقّق يافت ، او بدون پدر و مادر به دنيا آمد . بنابراين همانطور كه آفرينش آدم از خاك جاى تعجب نيست ، و خداوند هر كارى بخواهد انجام مىدهد و « فعل » و
هامش
( 1 ) . نمونهء بيّنات در شأن نزول آيات ، ص 118 و 119 .