سعادت خود عزم راسخى ندارد ، و لذا بهترين راه سعادت و مستقيمترين راه رسيدن به هدف را - كه قبل از او هم كسانى آن راه را پيموده و به هدف رسيدهاند - ترك مىگويد ، آنگاه سرگشته و حيران مانده ، شيطانها محاصرهاش نموده و به سوى هلاكش مىخوانند ، هر چه هم كه ياران هدايت يافتهاش بر او بانگ مىزنند و به سوى هدايتش دعوت مىكنند قبول نمىكند و در عين اينكه بر سر دوراهى سقوط و نجات قرار گرفته نمىفهمد تكليفش چيست ! . « 1 »
قرآن در قالب اين تصوير زنده و گويا ، حالت حيرت و سرگردانى كسانى را كه قلب خود را ميان خداى يكتا و خدايان متعدد توزيع نمودهاند ، و گاهى با خداست و گاهى با خدايان ديگر ( هم خدا را مىخواهند و هم خرما را ) و احساس خود را ميان هدايت و گمراهى سرگردان مىگذارند ، به خوبى ترسيم نموده است .
قرآن كريم ، بر اين مخلوق مأيوس و سرگردان و درمانده كه شيطان او را فريب داده و حيرانش گذاشته چنين سيماى بديعى را نقش مىزند و اى كاش كه او فقط به اين ورشكستگى در زندگى قناعت مىكرد و به دنبال شياطين روان مىشد و سرانجام به يك آرامش در اين راه مىرسيد ، لكن از طرف ديگر برادرانى هستند كه در كنار معركه ايستادهاند و با جان و دل او را به راه راست مىخوانند ، مرتب ندا مىزنند كه بيا به سوى ما ، بيا ! و او در ميان اين دو حالت سرگردان است . دلش دو نيم گشته ، نيمى در دست شياطين و نيمى در دست ياران و نمىداند كه به كدام طايفه پاسخ مثبت بگويد و كدام راه را براى خود برگزيند . « 2 »
و اين حالت اضطراب و عذاب روحى كه در سيماى چنين فردى موج مىزند را مىتوان به خوبى در خلال تعبير گوياى قرآن حس و لمس نمود . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 7 ، ص 229 .
( 2 ) . تصوير فنى در قرآن ، ص 67 . با تلخيص .
( 3 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 2 ، ص 1132 .