تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
براى بالا بردن ارزش انسان است كه انسان نبايد غايت آمال و منتهاى آرزوى خود را امور مادّى و آنچه از شئون امور مادّى است قرار دهد ، مادّيات دنيا ارزش اين را ندارد كه هدف اعلى باشد . اين جهت ربطى ندارد به اينكه ما دنيا را در ذات خودش شر و زشت بدانيم . آنچه قرآن آن را مذموم مىشمارد علاقه به معنى بسته بودن و دلخوش بودن و قانع بودن و رضايت دادن به امور مادّى و دنيوى است . فرق است بين علاقه به مال و فرزند و ساير شئون زندگى دنيائى ، و بين قانع بودن و رضايت دادن و غايت آمال قرار دادن اينها . پيامبران نيامده‌اند ميلها و عواطف آدمى را از بين ببرند و سرچشمهء آنها را بخشكانند ، بلكه آنها آمده‌اند دنيا و مادّيات را از صورت كمال مطلوب خارج نمايند و خدا و آخرت را به عنوان كمال مطلوب عرضه نمايند . در حقيقت انبياء مىخواهند نگذارند كه دنيا و مادّيات از جايگاه طبيعى خود ، يعنى مورد رغبت و ميل و عاطفه بودن ، كه جايگاهى طبيعى است و نوعى پيوند طبيعى ميان انسان و اشياء است خارج شده ، نقل مكان دهد و در آن جايگاه مقدّس كه قلب ناميده مىشود و هستهء مركزى وجود انسانيّت و ظرفيّت انسانى او است ، كانون كشش او به سوى لايتناهى است بنشيند و بالطبع مانع پرواز انسان به سوى كمال لايتناهى گردد . » « 1 » على عليه السّلام يكى از رسالتهاى مهمّ انبياء را تبيين حقيقت دنيا و بازداشتن مردم از دنيا پرستى دانسته و در اين راه نقش مهمّ مثالها را يادآور شده‌اند و مىفرمايند : « و بعث الى الجن و الانس رسله ، ليكشفوا لهم عن غطائها و ليحذروهم من ضرائها و ليضربوا لهم امثالها و ليبصروهم عيوبها . . . » « 2 » « و پيامبران خود را به هدايت جن و انس فرستاد تا دنيا را آنگونه كه هست بشناسانند و
هامش
( 1 ) . بيست گفتار ، ص 170 - 162 ، با تلخيص . و بنگريد به : الامثال فى القرآن الكريم ، محمّد جابر فياض ، ص 314 و 315 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 183 .