و از اين رو در ادامهء اين آيات مردم را به يك مسابقهء واقعى در طريق آنچه پايدار است و سزاوار هر گونه تلاش و كوشش ، دعوت كرده مىفرمايد :
« بر يكديگر سبقت گيريد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه پهنهء آن مانند پهنهء آسمان و زمين است . . . » « 1 »
آرى ، مسابقه براى نيل به لهو و لعب و تجمّل و تفاخر و تكاثر ، در شأن كسانى كه بزرگ شدهاند ! و اين گونه بازيهاى كودكانه را در خور اطفال مىدانند ، نيست بلكه مسابقه حقيقى بايد در راه اهداف متعالى و به سوى افق بيكران عالم آخرت صورت پذيرد . « 2 »
دقّت و تأمّل در اين سه مثال قرآنى و ساير آياتى كه حقيقت دنيا را براى آدمى ترسيم نمودهاند ، حكايت از اين امر دارد كه هدف قرآن ، كاستن از شأن دنيا و بدبينى به آفرينش نيست ، بلكه هدف آن است كه دنيا و ماديات را از صورت كمال مطلوب و غايت آمال و منتهاى آرزو بودن انسان خارج نمايد و افق ديد وى را گسترش بخشيده و او را از تنگناى دنيا به بلنداى عقبى ارتقا بخشد .
« اساسا بدبينى به خلقت و آفرينش و به گردش و نظام و عالم با فلسفه اسلام يعنى با هسته مركزى فلسفه اسلام كه توحيد است سازگار نيست . اين گونه نظريهها يا بايد بر ماترياليسم و ماديّت و انكار مبدأ حقّ حكيم عادل مبتنى باشد و يا بر اساس ثنويّت و دوگانگى وجود و هستى .
امّا در دينى كه بر اساس توحيد و اعتقاد به خداى رحمن و رحيم و عليم و حكيم بنا شده جائى براى اين افكار باقى نمىماند ، همانطور كه در آيات زيادى به اين نكته تصريح شده است .
آنچه به عنوان فنا و زوال دنيا و تشبيه به گياهى كه در اثر باران از زمين سرميزند و بعد رشد مىكند ، سپس زرد و خشك مىشود تدريجا از بين مىرود گفته شده ، در حقيقت
هامش
( 1 ) . حديد / 21 .
( 2 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3492 .