و سرانجام به مرحلهء پنجم مىرسد و در اين مرحله به فكر افزايش مال و نفرات و جمع ثروت مىافتد . « 1 »
علّامهء طباطبائى با اشاره به اين پنج مرحله از زندگى انسان مىفرمايند :
« زندگى دنيا ، عرضى است زائل و سرابى است باطل ، كه از يكى از خصال پنجگانه زير خالى نيست . يا لعب و بازى است ، و يا لهو و سرگرم كننده ، يا زينت است و يا تفاخر است و يا تكاثر . و همه اينها همان موهوماتى است كه نفس آدمى بدان و يا به بعضى از آنها علقه مىبندد ، امورى خيالى و زائل است كه براى انسان باقى نمىماند ، و هيچيك از آنها براى انسان كمال نفسانى و خيرى جلب نمىكند . » « 2 »
آرى ، زندگى دنيا هنگامى كه با مقياسهاى بشرى مورد سنجش و ارزيابى قرار گيرد ، در چشمان انسان بسيار بزرگ و خيره كننده به نظر مىرسد ، امّا چنانچه آن را در قياس با آخرت و معيارها و مشخّصات آن بسنجيم ، آن را كم ارزش و بىاهميّت خواهيم يافت ، همانطور كه در اين تصوير قرآنى ، دنيا همچون اسباب بازى كودكان ترسيم شده كه اهل دنيا در طول دوران عمر خود به بازى با آن مشغولند . و از مسائل مهمّ و جدّى كه در پيش روى دارند باز مىمانند . « 3 »
دلا تا كى در اين كاخ مجازى * كنى مانند طفلان خاك بازى
« جامى » سپس با ذكر يك مثال آغاز و پايان زندگى را در برابر ديدگان انسانها مجسّم ساخته مىگويد : مثل زندگى دنيا در بهجت و فريبندگيش و سپس در زوال و از دست شدنش ، مانند بارانى است كه به موقع مىبارد و باعث روييدن گياهان و زراعتها مىشود و زراعتكاران از روييدن آن خوشحال مىشوند ، و آن زراعت و گياه همچنان رشد مىكند تا به حدّ نهائى نموّ برسد و رفته رفته رو به زردى بگذارد و سپس گياهى خشكيده و
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 23 ، ص 351 و 352 .
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 339 .
( 3 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3491 .