تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اساس . آب يك واقعيّت است ، ظاهر و باطن آن مطابق با واقع است و آثارى واقعى دارد ، اما كفها بىآنكه باطنى داشته باشند ظاهرشان فريبنده است ، همانطور كه خيال و پندار چنين است .

2 - معيارهاى تشخيص حقّ از باطل

شناخت حقّ و باطل كه همان شناخت واقعيّتها از پندارها است ، گاهى براى انسان چنان مشكل و پيچيده مىشود كه حتما بايد سراغ نشانه‌ها رفت . قرآن در مثال فوق اين نشانه‌ها را چنين بيان كرده است : الف ) حقّ هميشه مفيد و سودمند است ، همچون آب زلال كه مايهء حيات و زندگى است . اما باطل بىفايده و بيهوده است ، همچون كفهاى روى آب كه نه رفع تشنگى مىكند ، نه گياهى مىروياند ، نه توليد برق و انرژى مىكند ، و نه چرخهاى آسيابى را به حركت در مىآورد . ب ) باطل همواره مستكبر ، بالانشين ، پر سروصدا ، پر قال و غوغا ولى توخالى و بى محتوا است . امّا حقّ متواضع ، كم سروصدا ، اهل عمل و پرمحتوا و سنگين وزن است . ج ) حقّ هميشه متكّى به نفس است ، امّا باطل از آبروى حقّ مدد مىگيرد و سعى مىكند خود را به لباس او درآورد و از حيثيّت او استفاده كند . همانگونه كه « هر دروغى از راست فروغ مىگيرد » و اگر سخن راستى در جهان نبود ، كسى هرگز دروغى را باور نمىكرد ، و اگر جنس خالصى در جهان نبود ، كسى فريب جنس قلابى را نمىخورد ، بنابراين حتّى فروغ زودگذر باطل و آبرو و حيثيّت موقّت او به بركت حقّ است ، امّا حقّ همه جا متكّى به خويشتن است .

3 - چگونگى پيدايش باطل

مىدانيم آب زلال ، كمتر كف به روى آن آشكار مىشود چرا كه كفها به خاطر آلوده شدن آب به اجسام خارجى مىباشد . و از اينجا روشن مىشود كه اگر حقّ به صفا و
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 203 | حميد محمد قاسمى