پاكى اصلى باقى بماند هرگز كفهاى باطل اطراف آن آشكار نمىگردد . امّا هنگامى كه حقّ بر اثر برخورد به محيطهاى آلوده رنگ محيط به خود گرفت و حقيقت با خرافه و درستى با نادرستى و پاكى با ناپاكى آميخته شد ، كفهاى باطل در كنار آن آشكار مىشوند .
آرى آنچه از سوى خداوند نازل مىشود همچون باران ، خالص و حقّ است ، لكن همين كه با مادّيات در آميخت ، دچار ناخالصى و زمينهء پيدايش كف و باطل مىشود .
لذا سرچشمهء باطل آلودگيها و ناخالصيها است و اين حقيقتى است كه على عليه السّلام به خوبى به آن اشاره داشته و مىفرمايد :
« فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم يخف على المرتادين و لو انّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين و لكن يؤخذ من هذا ضغعث و من هذا ضغث فيمزجان » « 1 » « اگر باطل با حقّ مخلوط نمىشد ، بر طالبان حقّ پوشيده نمىماند ، و اگر حقّ از باطل جدا و خالص مىگشت زبان دشمنان قطع مىگرديد ، امّا قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل را مىگيرند و به هم مىآميزند . »
4 - ويژگيها و مشخصات باطل
الف ) باطل تنها در يك لباس ظاهر نمىشود
يكى از خصائص باطل اين است كه هر لحظه به شكلى و هر لحظه به لباس ديگرى در مىآيد ، تا اگر او را در يك لباس شناختند ، در لباس ديگرى بتواند چهرهء خود را پنهان سازد . در آيهء فوق نيز اشاره ظريفى به اين مسأله شده است آنجا كه مىگويد : كفها نه تنها بر آب ظاهر مىگردند ، در هر كورهاى و هر بوتهاى كه فلزات ذوب مىشوند كفهاى تازه به شكل جديد و در لباس تازهاى آشكار مىشوند . و به تعبير ديگر حقّ و باطل همه جا وجود دارد ، همانگونه كه كفها در هر مايعى به شكل مناسب آن آشكار مىشود .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 50 .