آورد . در قصص قرآنى اينها نقص نيست . اين به دليل اصالت دادن به محتوا و فصلهاى عبرتآموز و تجربه دار قصّه است ، نه اصالت قالب داستانى . « 1 »
از سوى ديگر ، عدم يادكرد جزئيات و تفصيلات در اين تمثيلات ، براى آن است كه نشان دهد ، سنّت الهى در نصرت حق و اضمحلال باطل امرى تخلّف ناپذير بوده و در تمامى عصرها و نسلها سريان و جريان دارد و تنها به افرادى مشخص و زمانى معيّن و شرايطى خاص محدود نمىگردد و چشمان عبرت بين در هر زمان و هر مكان و هر شرايطى مىتوانند از اين جريانات و تحوّلات براى زندگى خويش ره توشه برگيرند و آن را چراغ راه خويش قرار دهند .
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ مَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
« 2 » « ما بر شما آياتى فرستاديم كه حقايق بسيارى را تبيين مىكند ، و مثلها ( و اخبارى ) از كسانى كه پيش از شما بودند ، و موعظه و اندرزى براى پرهيزگاران ! »
هان اى دل عبرت بين از ديده نظر كن هان * ايوان مدائن را آئينه عبرت دان
. . . دندانه هر قصرى پندى دهدت نونو * پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
. . . پرويز كه بنهادى بر خوان ترهء زرين * زرين تره كو بر خوان رو « كم تركوا » بر خوان
گوئى كه كجا رفتند اين تاجوران يك يك * زيشان شكم خاك است آبستن جاويدان
هامش
( 1 ) . هنر در قلمرو مكتب ، ص 239 و 240 .
( 2 ) . نور / 34 .