- آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند شفاعت آنها كمترين فايدهاى براى من ندارد و مرا ( از مجازات او ) نجات نخواهند داد ؟ ! - اگر چنين كنم من در گمراهى آشكار خواهم بود .
- ( به همين دليل ) من به پروردگارتان ايمان آوردم ، به سخنان من گوش فرا دهيد .
- ( سرانجام او را شهيد كردند و ) به او گفته شد وارد بهشت شو . گفت ايكاش قوم من مىدانستند .
- كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامى داشتگان قرار داده است .
- ما بعد از او بر قوم او هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم و هرگز سنّت ما بر اين نبود .
- فقط يك صيحهء آسمانى بود ! ناگهان همگى خاموش شدند ! ! - افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنها نيامد مگر اينكه او را استهزاء مىكردند .
- آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنها را ( به خاطر گناهانشان ) هلاك كرديم . آنها هرگز به سوى ايشان باز نمىگردند . » « 1 »
« اين آيات مثلى است مشتمل بر انذار و تبشير ، كه خداى سبحان آن را براى عموم مردم آورده ، و در آن به رسالت الهيه و توابع دعوت حقّه ، از مغفرت و اجر كريم براى هر كس ايمان آورد ، و پيروى ذكر ( قرآن ) كند ، و از رحمان به غيب خشيت داشته باشد و نيز به عذاب اليم براى هر كس كه كفر بورزد و آن دعوت را تكذيب كند ، اشاره مىكند . » « 2 »
شگفت آن است كه در انتهاى اين آيات ، خداوند اظهار تأسّف و تحسّر نسبت به بندگانى نموده كه عاقبت و سرنوشت دردناك همهء اقوام سركش پيش از خود را به وضوح مشاهده كردهاند ، ولى از آنها عبرت نگرفتهاند و همان مسير را دوباره پيمودهاند .
آنان كه خداى متعال با ارسال پىدرپى پيامبران دربهاى رحمت خود را بر آنها گشوده
هامش
( 1 ) . يس / 31 - 13 .
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 17 ، ص 110 و 111 .