تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
بود و فرصت بازگشت را در اختيارشان نهاده بود . امّا صد افسوس كه آنها دربهاى رحمت را بر خود بستند و با استهزاء انبياء و اولياء خدا ، به ساحت مقدس الهى اسائه ادب نمودند و از اين رو چنگالهاى قهر الهى ، گردنهاى آن گردنكشان را به سختى فشرد و آنان را به مجازاتى سخت عقوبت نمود . آرى گرچه حكايت هلاكت اين اقوام درس عبرت خوبى براى تمامى عصرها و نسلها بشمار مىرود ، ليكن چه سود كه انسانهاى نگونبخت از اين حوادث پند نمىگيرند و عينا جا پاى همانان مىگذارند . پس جز اظهار حسرت و افسوس براى اين انسان تيره بخت چه مىتوان كرد ؟ ! يك حيوان با ديدن صحنه قتل همنوع خود وحشت زده مىشود و تا جائى كه بتواند خود را از آن صحنه دوباره دور نگاه مىدارد ، امّا چه بايد گفت درباره انسانهائى كه به كرّات صحنه‌هاى عقوبت همنوعان خود را به چشم ديده‌اند ، امّا دوباره همان راه ايشان را مىپيمايند ، و غرورشان به آنها اجازه نمىدهد تا چشم حقيقت بين خود را بگشايند . و اين جريان به صورت مستمر در طول تاريخ تكرار مىشود ، ولى كجاست چشمان عبرت بين و دلهاى پند پذير ! « 1 » چه نيك فرمود مولاى متقيان على عليه السّلام كه : « ما أكثر العبر و اقلّ الأعتبار » « 2 » « عبرتها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندك ! » و در جاى ديگر فرمود : « و انّ عندكم الأمثال من بأس اللّه و قوارعه و ايّامه و وقايعه فلا تستبطئوا وعيده . . . » « 3 » « مردم ، از مثلهاى قرآن دربارهء كسانى كه عذاب و كيفر شدند و از روزهاى سخت آنان و
هامش
( 1 ) . با اقتباس از : تفسير فى ظلال القرآن ، ج 5 ص 2967 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 297 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 192 .