است :
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ * وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ . *
« 1 »
« خداوند ( براى آنها كه كفران نعمت مىكنند ) مثلى زده است : منطقه آبادى را كه امن و آرام و مطمئن بوده ، و همواره روزيش بطور وافر از هر مكانى فرا مىرسيده ، امّا نعمت خدا را كفران كردند ، و خداوند بخاطر اعمالى كه انجام مىدادند لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانيد .
پيامبرى از خود آنها به سراغشان آمد ، امّا او را تكذيب كردند و عذاب الهى آنها را فرو گرفت ، در حالى كه ظالم بودند . »
« در اين مثال كه خداى متعالى آورده ، قريهاى را شرح مىدهد كه تمامى ما يحتاج اهلش را فراهم نموده و اين نعمتها را با فرستادن پيغمبرى برايشان تمام كرده و بحدّ كمال رسانده است .
آن پيغمبر ، ايشان را به آنچه مايهء صلاح دنيا و آخرتشان است دعوت مىكند ولى آنان به نعمتهاى او كفر مىورزند و آن فرستاده را تكذيب مىكنند . خدا هم نعمتش را به نقمت و عذاب مبدّل نمود ، و در اين مثل هشدار و زنهار از كفران نعمتهاى خدا است بعد از آنكه ارزانى داشته و كفر به آيات او است بعد از آنكه نازل كرده . » « 2 »
در تفسير قمى در ذيل اين آيه از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود :
« اين آيه دربارهء قومى نازل شد كه نهرى داشتند به نام نهر « ثرثار » و بلاد ايشان بخاطر داشتن آن ، بلادى سبز و خرّم و پر درآمد بود ، بطورى كه با خمير نان خود را تطهير
هامش
( 1 ) . نحل / 112 و 113 .
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 12 ، ص 555 .