اعضائى كه فيل با بزرگى خود داراست بهره برده ، و علاوه بر آن از دو عضو ديگر كه بالهاى او هستند نيز برخوردار گرديده است ! » « 1 » تفكّر دربارهء اين موجود ظاهرا ضعيف كه خدا آن را شبيه فيل آفريده است ، انسان را متوجّه عظمت آفريدگار مىسازد . مخصوصا خرطومش كه همانند خرطوم فيل ، تو خالى است و با نيروى مخصوص خون را به خود جذب مىكند . اين لوله ظريفترين سرنگهاى دنيا است و سوراخ درون آن فوقالعاده باريك است .
خدا نيروى جذب و دفع و هضم و همچنين دست و پا و گوش مناسب به او داده ، بالهايى به او مرحمت كرده تا در طلب غذا پرواز كند . اين حشره به قدرى حساس است كه به مجرّد تكان خوردن چيزى احساس خطر مىكند و به سرعت خود را از منطقهء خطر دور مىسازد و عجب اين است كه در عين ناتوانى بزرگترين حيوانات را عاجز مىكند . » « 2 »
على عليه السّلام در نهج البلاغه بيان عجيبى در اين زمينه دارد ، ايشان مىفرمايند :
« اگر همه موجودات زندهء جهان . . . جمع شوند و دست به دست هم بدهند هرگز توانائى بر ايجاد پشهاى ندارند ، بلكه عقول آنها در راه يافتن به اسرار آفرينش اين حيوان متحيّر مىماند ، و نيروهاشان ناتوان و خسته مىشود و پايان مىگيرد ، و سرانجام پس از تلاش ، شكست خورده ، اعتراف مىنمايند كه در برابر آفرينش پشهاى درماندهاند و به عجز خود اقرار مىنمايند و حتّى به ناتوانيشان از نابود ساختن آن . » « 3 »
جالب آن است كه برخى تمثيلات قرآنى براى به تكاپو واداشتن نيروى فكر و انديشه انسان و تشحيذ ذهنى او ، از ياد كرد برخى ابعاد و جزئيات موضوع كه نياز به تفكّر و تأمّل داشته ، سرباز زدهاند و آن موضوع را به صورت موجز و رمزگونه بيان نمودهاند ، تا انديشهها را از ركون و سكون به تحرّك واداشته و ذهنهاى كنجكاو را همچون غوّاصانى
هامش
( 1 ) . تفسير صافى ، ج 1 ، 104 .
( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 1 ، ص 150 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 186 .