به ممثّل خود از وضوح و سادگى بيشترى برخوردار است ، ولى بدين معنا نيست كه خود مثلها نيازى به تفكّر و تدبّر ندارد ، بلكه بايد گفت تفكّر در خود مثالها و فهم آنها مقدّمهء لازم براى تفكّر در ممثّل آنها است . و به اين موضوع ، اين قسمت از آيهء شريفه سورهء عنكبوت
وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
تصريح دارد . « 1 »
على عليه السّلام نيز در سخن بيانگر خود مىفرمايد :
« اعقل ذلك فانّ المثل دليل على شبهه » « 2 » « در آن بينديش ، چرا كه مثل دليلى بر مشابه خود است . »
از جمله تمثيلاتى كه به دليل ژرفا و عمق مفاهيم آن همواره مورد مداقّه و كنكاش مفسّران و فلاسفه و عرفا و حتّى دانشمندان علوم تجربى قرار گرفته است ، « آيه نور » است ، كه بسيار قابل تدبّر و تأمّل است و هر كس به اندازهء ظرفيت علمى خود از اين تمثيل ، كه نور الهى را به چراغى با ويژگيها و صفاتى مشخص تشبيه نموده ، برداشتهاى متفاوتى دارد .
استاد شهيد مرتضى مطهرى دربارهء اين آيه شريفه مىگويد :
« دأب قرآن دعوت كردن مردم به تفكّر است ، نه تنها از راه اينكه بگويد برويد فكر كنيد .
بلكه خود قرآن گاهى از يك طرف دعوت به تدبّر مىكند و از طرف ديگر موضوع را به شكلى ذكر مىكند كه افكار برانگيخته شوند . بلا تشبيه مثل اينكه شما براى اينكه بخواهيد ذهن فرزندتان ( ورزيدگى ) پيدا كند بعضى از مسائل را به صورت معما برايش طرح مىكنيد تا او برانگيخته شود و فكرش را به كار بيندازد و بيشتر تأمّل كند .
با اين مثل ( آيه نور ) همين هدفى را كه قرآن در نظر داشته در واقع عملى شده ، يعنى نه
هامش
( 1 ) . شيوههاى تعليم در قرآن و سنّت ، ص 174 و 175 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 152 .