ثبت گرديده و خداى را در تمام مراحل ياد مىكنند و نعمت را دليلى بر منعم مىدانند و در برابر نعمتهاى بيكران الهى طريق بندگى و شكرگذارى پيشه مىكنند و نه طغيان و ناسپاسى . « 1 »
4 - برانگيختن نيروى فكر و انديشهء بشر ( تشحيذ ذهنى )
همانگونه در مباحث پيشين اشاره داشتيم قرآن كريم در قالب تمثيلات خود ميدان گستردهاى از چشم اندازهاى بديع جهان هستى را در برابر ديدگان آدمى نهاده و از وى خواسته تا به دقّت در اين امور بينديشد و از كنار آنها گذرا و سطحى عبور نكند .
خداوند بارها در قرآن مثلهايى بيان فرموده و در پى آن متذكّر شده كه مخاطب اين مثلها همه مردمند . ولى در جاى ديگر بدنبال بيان اين مطلب ، فهم ژرفاى اين مثالها را در انحصار عالمان و فرهيختگان دانسته و مىفرمايد :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ .
« 2 »
اين آيه اشاره به آن دارد كه هر چند مثالهاى قرآن را همه مردم مىشنوند ، لكن حقيقت معانى و مغز مقاصدش را تنها اهل دانش درك مىكنند ، آن كسانى كه حقايق امور را مىفهمند و بر ظواهر هر چيزى جمود نمىكنند .
پس درك مثلهايى كه در كلام خدا زده شده ، نسبت به فهم و شعور مردم مختلف است ، بعضى از شنوندگان هستند كه بجز شنيدن الفاظ آن و تصور معانى سادهاش هيچ بهرهاى از آن نمىبرند ، چون در آن تعمّق نمىكنند ، ولى بعضى ديگر هستند كه علاوه بر آنچه كه دسته اوّل مىشنوند و مىفهمند ، در مقاصد آن تعمّق مىكنند و حقايق باريك و دقيقش را درك مىنمايند . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2270 .
( 2 ) . عنكبوت / 43 .
( 3 ) . تفسير الميزان ، ج 17 ، ص 207 .