آنها سايه افكنده باشد ، ظلمتى كه از آن حاصل مىشود ظلمتى است فوقالعاده متراكم .
ظلمت اعماق آب از يكسو ، ظلمت امواج خروشان از سوى ديگر ، ظلمت ابر تاريك از سوى سوم ، ظلماتى است كه بر روى يكديگر قرار گرفته است و بديهى است كه در چنين ظلمتى نزديكترين اشياء قابل رؤيت نخواهد بود ، حتّى اگر انسان دست خود را نزد چشمش قرار دهد آن را نمىبيند .
كافرانى كه از نور ايمان بىبهرهاند ، به كسى مىمانند كه در چنين ظلمت مضاعفى گرفتار شدهاند ، به عكس مؤمنان روشن ضمير كه مصداق « نور على نور » ند .
به هر حال ، آيه از باطن هولناك مملوّ از ظلمتها و تاريكيهاى متراكم و هراس انگيز كفّار خبر مىدهد ، باطنى وحشتناك كه تمام حواس انسانى در آن از كار مىافتد و نزديكترين اشياء محيط بر او پنهان مىگردد ، حتّى خودش را نمىتواند ببيند تا چه رسد به ديگران را .
بديهى است در چنين ظلمت هول انگيزى ، انسان در تنهائى مطلق و جهل و بى خبرى كامل فرو مىرود نه راه را پيدا مىكند ، نه همسفرانى دارد ، نه موضع خود را مىشناسد ، نه وسيلهاى در اختيار دارد ، چرا كه از منبع نور يعنى « اللّه » كسب روشنائى نكرده و در حجاب خودخواهى و جهل و نادانى فرو رفته است . « 1 »
سيّد قطب درباره هنر تصويرگرائى كه در اين مثال تجلّى كرده مىگويد :
« به دقت كه بنگريم مىبينم در اينجا يك سيماى هنرى سحرانگيز و بهتآور است و در آن نيروى تخيّل قوى نهفته است . . . و اگر بخواهند آن را با رنگهاى گوناگون نمايش دهند به يك قلم سيمانگار اعجازگر محتاج است ، و اگر بخواهند آن را زنده و پر تحرّك نمايش دهند به يك دوربين عكاسى بيدار نيازمند است .
و آن قلم كجاست و يا آن دستگاه عكاسى كجاست كه بتواند اين ظلمات متراكم را نشان
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 494 - 492 . با تلخيص .