هنگامى كه خاموش مىشود توقف مىكنند ، و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از بين مىبرد ، خداوند بر هر چيز تواناست . » « 1 »
تمثيل نخست در حقيقت ، يك واقعيّت را در زمينهء نفاق روشن مىسازد ، و آن اينكه نفاق و دوروئى براى مدّت طولانى نمىتواند مؤثّر واقع شود . ممكن است منافقان براى مدّت كوتاهى از مزاياى اسلام و مصونيتهاى مؤمنان برخوردار شوند و از رفاقت پنهانى با كفّار نيز بهره گيرند ، ولى اين امر همچون شعلهء ضعيف و كم دوامى كه در يك بيابان تاريك و ظلمانى در معرض وزش طوفانها است ديرى مىپايد ، و سرانجام چهرهء واقعى آنها آشكار مىگردد ، و به جاى كسب موفقيّت و محبوبيّت ، منفور و مطرود خواهند شد و همانند كسى كه در بيابان راه را گم كرده و چراغ را از دست داده سرگردان مىمانند .
تمثيل دوم نيز اشاره به محيط وحشتزا و پرخوف و خطرى است كه منافقان در آن زندگى مىكردند . چرا كه پيشرفت سريع اسلام همچون برق آسمانى ، چشم آنها را خيره كرده بود ، و آيات قرآن كه پرده از رازهاى نهانيشان برمىداشت همچون صاعقهها آنها را هدف قرار مىداد ، هر دم احتمال مىدادند آيهاى نازل گردد و پرده از رازهاى ديگرى بر دارد و رسواتر شوند .
به اين ترتيب قرآن كريم ، حالت سرگردانى و وحشت و اضطراب منافقين و بىپناهى و سيه روزى و رسوائى آنها را در قالب چنين تصاوير زنده و مناظر شگفتى ترسيم نموده و به روشنترين وجهى از ماهيت منافقين پرده برداشته است .
سيّد قطب درباره هنر تصويرگرى كه در اين آيات تجلّى نموده مىگويد :
« واقعا كه اينجا پر است از سيماهاى پشت سر هم ، آن هم در يك پردهء نمايش متحرّك و پر جنب و جوش . . . اگر يك دستگاه عكاسى اين سيماهاى پر تحرّك را به نمايشگاهى مانند اين تبديل كند و همه آن حركتهاى پى در پى را نشان بدهد بطور يقين به توفيق هنرى بس
هامش
( 1 ) . بقره / 17 تا 20 .