تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
فخر رازى نيز در تفسير خود گفته است : « اين مثل شديدترين كلامى است درباره برخى از اهل علم كه مانند آن عالم اسرائيلى ( بلعم باعورا ) يا آن شاعر جاهلى ( اميّة بن ابى الصلت ) بعد از آن كه به سرچشمهء دانش رسيدند و آيات الهى را دريافتن و به عنايت اسم اعظم و استجابت دعا سرفراز و مباهى گشتند ، ليكن چون در پى هواى نفس فرو افتادند آن همه علم و دانش از دل ايشان مانند پوست از تن مار خارج گرديد ، همچنين اگر دانشمندى نقد دانش و گوهر علم را به كف آورد ، ليكن از آلودگى دنيا ، دامن فرا نچيند هر گاه طبعش به پستى گرايد خود را در منجلاب هوى و هوس غوطه‌ور سازد ، عاقبت مانند آن سگ باشد كه زبان از كام بيرون آرد . » « 1 » از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « اين آيه در اصل درباره بلعم ( باعورا ) است سپس خداوند آن را به عنوان يك مثال درباره افراد اين امّت يعنى كسانى كه هوى پرستى را بر خداپرستى و هدايت الهى مقدّم شمارند ، ارائه نموده است . » « 2 » آرى ، چه بسيار شاهد تكرار اين آيه در طول دوران حيات بشرى هستيم ، و چه بسيارند كسانى كه لواى علوم دينى را به دوش مىكشند امّا راه به مقصود نبرده و به هدايت دست نمىيازند ، كسانى كه علم را وسيله تحريف حقايق قرار داده ، و از هواى نفس خود پيروى مىكنند و تمنّيات حاكمانى را كه بر آنها تسلّط دارند برآورده مىسازند . چه بسيار با عالمان دينى مواجه شده‌ايم كه با وجود شناخت حقيقت دين ، باز مسير حقّ را رها كرده و در بيراهه‌ها گمراه شده‌اند و سرمايه‌هاى علمى خود را در راه تحريف حقايق و به سود خودكامگان و سلاطين جور و قدرتهاى پوشالى خرج كرده‌اند .
هامش
( 1 ) . التفسير الكبير ، ج 15 ص 56 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 769 .