گوشهاى دور دست آنچنان بر زمين مىكوبد كه بدنش متلاشى و هر ذرّهاى از آن به نقطهاى پرتاب مىشود و اين طوفان گويا كنايه از شيطان است كه در كمين نشسته ! مسلما كسى كه از آسمان سقوط مىكند قدرت تصميمگيرى را از دست مىدهد و با سرعت و شتابى كه هر لحظه فزونى مىگيرد به سوى نيستى پيش مىرود و سرانجام محو و نابود مىگردد .
آرى ، كسى كه پايگاه آسمان توحيد را از دست داد ديگر نمىتواند زمام سرنوشت خود را به دست گيرد و هر چه در اين مسير جلوتر مىرود شتابش در سقوط فزونى مىيابد و سرانجام تمام سرمايههاى انسانى خود را از دست خواهد داد . « 1 »
4 - حالت تحيّر و سرگردانى منافقين
قرآن كريم حالات منافقين را با ارائه مثالهاى دقيق و گويا ، چنين مجسّم مىنمايد و مىفرمايد :
« آنها ( منافقان ) همانند كسى هستند كه آتشى افروخته ( تا در بيابان تاريك راه خود را پيدا كند ) ولى هنگامى كه آتش اطراف خود را روشن ساخت ، خداوند ( طوفانى مىفرستد و ) آن را خاموش مىكند ، و در تاريكى وحشتناكى كه چشم كار نمىكند آنها را رها مىسازد .
- آنها كر ، گنگ و كورند بنابراين از راه خطا باز نمىگردند ! - يا همچون بارانى كه در شب تاريك ، توأم با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذرانى ) ببارد ، آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود مىگذارند تا صداى صاعقه را نشنوند و خداوند به كافران احاطه دارد ( و در قبضهء قدرت او هستند ) .
- روشنائى خيره كنندهء برق ، نزديك است چشم آنها را بربايد . هر لحظهاى كه برق جستن مىكند ( صفحهء بيابان را ) براى آنها روشن مىسازد ( چند قدمى ) در پرتو آن راه مىروند و
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 95 و 96 . و بنگريد به : تفسير فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2421 .