تمامى اين حالات ، اين خلعت را از تن بدر آورده و همان آيات و علوم الهى را كه در آغاز چنان به او احاطه داشت كه همچون پوست تن او شده بود ناگهان از اين پوست بيرون آمده و همچون مارى كه از پوست چسبيده به تنش بيرون مىجهد ، وى نيز با زحمت و فشار از اين پوست بيرون جهيده و از آيات الهى كه همچون پوستهء محافظ و سپر محكمى او را در برگرفته بود با يك چرخش تند خارج مىگردد و از هدى به هوى گردائيده و از اوج عزّت به حضيض ذلّت فرو مىغلطد تا جائى كه شيطان در او طمع ورزيده و او را زير چتر حمايت خود مىگيرد .
در ادامه ، خود را با صحنهاى دردناك و مشمئز كننده مواجه مىبينيم ، چرا كه مشاهده مىكنيم همين انسانى كه به زمين چسبيده و آلوده زرق و برق دنيا گرديده ، به شكل سگى تغيير ماهيت داده ، به گونهاى كه دهانش را باز كرده و زبانش را بيرون آورده و چه به او حمله كنند و يا او را به خود واگذارند باز همين كار را تكرار مىكند . « 1 »
صاحب المنار مىنويسد :
« لهث » يعنى تنفس شديد در حالى كه زبان را از دهان خارج كند . براى غير سگ اين حالت از شدت خستگى و يا عطش است . امّا براى سگ اين يك حالت طبيعى مىباشد و در همه حال زبانش را بيرون مىآورد چه در حال عطش باشد يا نباشد ، چه آن را مورد حمله قرار داده باشند يا نه . . .
و مقصود آيه اين است : چنين كسى كه از هواى نفس پيروى نموده و به زمين و تعلّقات مادّى دل بسته است ، بدترين حالات را دارد ، او بدنبال دنياى حقير و پست ، دائما حريصانه نفس مىزند و در حالى كه خسته و وامانده شده ، دست از طلب دنيا برنمىدارد ، و راضى به آنچه دارد نيست و هر روز حرص و طمع او با وجود دستيابى بيشتر به تمتّعات دنيوى ، فزونى مىيابد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1396 .
( 2 ) . تفسير المنار ، ج 9 ، ص 405 .