كلمهء « خبيثه » همان كلمهء كفر و شرك ، همان گفتار زشت و شوم ، همان برنامههاى گمراه كننده و غلط ، همان انسانهاى ناپاك و آلوده و خلاصه هر چيز خبيث و ناپاك است .
بديهى است درخت زشت و شومى كه ريشه آن كنده شده ، نه نمو و رشد دارد ، نه ترقّى و تكاملى ، نه گل و ميوهاى ، و نه سايه و منظره ، و نه ثبات و استقرار ، قطعه چوبى است كه جز به درد سوزاندن و آتش زدن نمىخورد ، بلكه مانع راه است و مزاحم رهروان ، و گاه گزنده است ، مجروح كننده و مردم آزار ! « 1 » پس بطور خلاصه مىتوان گفت : اعمال انسان ميوههاى وجود انسان است ، اخلاق انسان شاخههاى وجود انسان است ، عقايد انسان ريشههاى درخت وجود انسان است و اساسا روح انسان جز يك درخت نيست . يك درخت پر ريشه و پرشاخه و پرميوه و پر برگ ، درختى كه در اين دنيا انسان بايد خودش پيوند بزند و در اين دنياست كه اين درخت ، درخت « طوبى » يا « زقّوم » مىشود . « 2 »
از اين رو ، مثالهاى ياد شده ( و تشبيه مؤمن به درختى پاك و استوار و كافر به درختى خبيث و بىريشه ) صرفا در حدّ يك مثال و تشبيه نيست ، بلكه از يك حقيقت مهّم و اصلى ثابت و تحقّق يافتنى در زندگى ، حكايت دارد . « 3 »
ج ) نقش تمثيلات قرآن در ترسيم و تجسيم حالات روحى افراد
قرآن كريم در بسيارى از تمثيلات خود با مهارت زايد الوصفى حالات روحى و نفسانى انسانها را مجسّم نموده و با ارائه تابلوهاى بديع ، چهرههاى گوناگون افراد و حالات و روحيات آنها را ماهرانه به تصوير كشيده است ، به گونهاى كه هر كس مىتواند اين حالات را در هر زمان و هر مكان و در اشخاص پيرامون خود سراغ گيرد و دربارهء
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 10 ، ص 335 - 332 ، با تلخيص .
( 2 ) . آشنائى با قرآن ، ج 5 ، ص 139 .
( 3 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2099 .