چهرههاى زشت يا زيباى آنها به قضاوت بنشيند .
لذا مثالهاى قرآنى را مىتوان آينه تمام نماى شخصيتهاى گوناگون بشرى دانست كه مطالعه و تأمّل و تعمّق در آنها در شخصيت شناسى و يا به تعبير امروزى « تيپ شناسى » افراد نقش به سزائى ايفا مىنمايد .
تمثيلات ذيل نمونههاى روشنى براى اين موضوع بشمار مىروند :
1 - حالت حرص و ولع شديد عالمان دنياپرست
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ *
« 1 » « و براى آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى ( سرانجام ) از ( دستور ) آنها خارج گشت و شيطان به او دست يافت و از گمراهان شد . و اگر مىخواستيم ( مقام ) او را با اين آيات ( و علوم و دانشها ) بالا مىبرديم ، ولى او به پستى گرائيد و از هواى نفس خويش پيروى كرد . او همچون سگ ( هار ) است كه اگر به او حمله كنى دهانش را باز و زبانش را بيرون خواهد كرد و اگر او را به حال خود واگذارى باز همين كار را مىكند ( گوئى آنچنان تشنه دنيا پرستى است كه هرگز سيراب نمىشود . ) اين مثل جمعيّتى است كه آيات ما را تكذيب كردند ، اين داستانها را ( براى آنها ) بازگو كن شايد بينديشند ( و بيدار شوند ) . »
تصويرى كه اين آيات ترسيم نمودهاند از شگفتترين و بديعترين مناظرى بشمار مىرود كه به وسيلهء كلماتى چند ، خلق گرديده است . چهره انسانى كه آيات و نشانههاى الهى به وى ارزانى شده و او مورد فضل و رحمت الهى قرار گرفته و از علوم الهى بهرهمند گرديده و فرصت مناسبى براى رشد و هدايت در اختيار وى قرار گرفته ، امّا او با
هامش
( 1 ) . اعراف / 175 و 176 .