خيرات و نيكيهاست با كسانى كه به عبادت امورى موهوم و انسانهايى ضعيف همچون خودشان روى آورند .
3 - تمثيل موحّد و مشرك به « توانمندى گويا » و « گنگى ناتوان »
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ ، هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 1 » « و خداوند مثالى زده است : دو نفر را كه يكى از آن دو گنگ مادرزاد است و قادر بر هيچ كارى نيست و سربار صاحبش مىباشد ، او را به سراغ هر كارى بفرستد عمل خوبى انجام نمىدهد ، آيا چنين انسانى با كسى كه امر به عدل و داد مىكند و بر راه راست قرار دارد مساوى است ؟ » در اين مثال ، خداوند مشركان و بندگان بت را به گنگ مادرزادى كه در عين حال برده و ناتوان است تشبيه نموده و مؤمنان راستين را به انسان آزاده گويا كه دائما به عدل و داد دعوت مىكند و بر صراط مستقيم است .
قرآن وقتى از فرد اوّل ياد مىكند او را داراى چهار صفت كاملا منفى مىخواند : گنگ مادرزاد بودن ، ناتوانى مطلق ، سربار صاحبش بودن و هنگامى كه به دنبال كارى فرستاده شود هيچ گام مثبتى بر نخواهد داشت .
اين صفات چهارگانه كه در عين حال علّت و معلول يكديگرند ، ترسيمى از يك انسان صد درصد منفى است كه وجودش منشأ هيچ خير و بركتى نمىباشد و سربار جامعه و يا خانواده خويش است .
آرى مشرك نيز گنگ است ، گنگ مادرزاد ، چرا كه عملش از ضعف فكر و نداشتن
هامش
( 1 ) . نحل / 76 .