انجام مىدهد و دريافته كه چه چيزى او را به خشم مىآورد پس از آن دورى مىگزيند . . . و اين امر سبب مىگردد تا نيروهاى درونى او هماهنگ شود و تمركز يابند و او را در روى زمين ثبات قدم بخشيده و متوجّه خداى يگانه آسمانها مىنمايد . » « 1 »
آرى اين آيهء شريفه ، به وضوح از نقش ايمان در سلامت روح و روان آدمى و كاهش نگرانيها و اضطرابهائى كه دامنگير افراد مادّى است ، حكايت دارد .
به تازگى در ميان روانشناسان گرايشهايى پيدا شده كه طرفدار توجّه بيشتر به دين براى سلامت روان و درمان بيماريهاى روانى است . آنها معتقدند در ايمان به خدا نيروى خارقالعادهاى وجود دارد كه نوعى قدرت معنوى به انسان متديّن مىبخشد و در تحمّل سختيهاى زندگى او را كمك مىكند و از نگرانى و اضطرابى كه بسيارى از مردم قرون ما در معرض ابتلاى آن هستند دور مىسازد ، قرنى كه توجّه فراوان به زندگى مادّى بر آن سيطره دارد و رقابت شديدى براى به دست آوردن مادّيات بر مردم حكومت مىكند ، در صورتى كه نياز به غذاى روحى در همين زمان بسيار محسوستر است .
همين گرايش به مادّيات و رقابت در تملّك آنها ، باعث فشار روحى بر انسان معاصر و سردرگمى او شده و او را در معرض تهاجم اضطرابها و بيماريهاى مختلف روانى قرار داده است .
يكى از نخستين كسانى كه اين مسئله را مطرح كرد « ويليام جيمز » فيلسوف و روان شناس آمريكائى بود . او مىگويد :
« ايمان بدون شك مؤثّرترين درمان اضطراب است . »
و اضافه مىكند :
« ايمان نيروى است كه بايد براى كمك انسان در زندگى وجود داشته باشد ، فقدان ايمان زنگ خطرى است كه ناتوانى انسان را در برابر سختيهاى زندگى اعلام مىدارد . »
هامش
( 1 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 3049 .