2 - تمثيل موحّد و مشرك به « انسان آزاده » و « بندهاى زر خريد »
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ .
« 1 »
« خداوند مثالى زده : بردهء مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست ، و انسان ( با ايمانى ) را كه رزق نيكو به او بخشيده است ، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده انفاق مىكند ، آيا اين دو نفر يكسانند ؟ شكر خدا را است ولى اكثر آنها نمىدانند ! » در اين مثال ، « مشركان » را به بردهء مملوكى كه توانائى هيچ چيز را ندارد ، و « مؤمنان » را به انسان غنى و بىنيازى كه از امكانات خود همگان را بهرهمند مىسازد تشبيه مىكند و مىگويد : « خداوند برده مملوكى را به عنوان مثال ذكر مىكند كه قادر بر هيچ چيز نيست » نه قدرت تكوينى چندانى دارد ، زيرا در چنگال مولايش هميشه اسير است و از هر نظر محدود ، و نه قدرت تشريعى ، زيرا حقّ تصرّف در اموال خود ( اگر اموالى داشته باشد ) و همچنين ساير قراردادهاى مربوط به خويش را ندارد .
آرى بندهء بندگان خدا بودن ، نتيجهاى جز اسارت و محدوديّت از هر نظر نخواهد داشت .
و در مقابل آن ، انسان با ايمانى را مثل مىزند كه به او رزق حسن و انواع روزىها و مواهب پاكيزه بخشيده است . اين انسان آزاده با داشتن امكانات فراوان ، پنهان و آشكار از آنچه در اختيار دارد انفاق مىكند ، آيا آن دو نفر يكسانند ؟ ! « 2 » آيا انسان آزادهاى كه مالك است و توانا و انبانى پر دارد براى بخشندگى ، و دستانى توانا براى كمك و قدرتى عظيم براى رفع حوائج ديگران ، با بردهاى اسير با دست و پايى شكسته و تنى از كار افتاده كه از ادارهء امور خود عاجز است تا چه رسد به ديگران ، آيا اين دو را مىتوان هم رتبه و هم شأن يكديگر دانست ؟ ! آرى ، اين است سرنوشت كسانى كه دل در گرو خدايى بسپارند كه سرچشمهء همه
هامش
( 1 ) . نحل / 75 .
( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 11 ، ص 326 .