و اين گونه است حال « مشرك » و « موحّد » ؛ مشركان در ميان انواع تضادها و تناقضها غوطهورند ، هر روز دل به معبودى مىبندند و هر زمان به اربابى رو مىآورند ، نه آرامشى ، نه اطمينانى و نه خط روشنى .
امّا موحّدان دل در گرو عشق خدا دارند ، از تمام عالم او را برگزيدهاند ، و در همه حال به سايه لطف او كه ما فوق همه چيز است پناه مىبرند ، از ما سوى اللّه چشم برداشته و ديده به او دوختهاند ، خط و برنامه آنها واضح و سرنوشت و سرانجامشان روشن است . « 1 »
سيّد قطب درباره اين تمثيل جالب و جاذب مىگويد :
« آن كس كه سر تسليم در مقابل يك مولا مىسايد همواره در سايه آرامش و معرفت و يقين به سر مىبرد ، و راه روشن و واحدى را در عين بردبارى مىپيمايد ، امّا آنكه دل به چندين سرپرست بد خلق سپرده است ، همواره در اضطراب و تشويش خاطر به سر برده و ثبات قدم نخواهد داشت و نخواهد توانست تا رضايت خاطر يكى از متولّيان را كسب نمايد چه رسد به آنكه رضايت همگان را جلب كند ! اين مثل ، حقيقت توحيد و شرك را در تمامى حالات به خوبى ترسيم مىنمايد . زيرا دل مومن كه حقيقت توحيد در آن جا گزيده است ، دلى است كه در دنيا بر طريق هدايت سير مىكند ، چرا كه چشم دل او در افق هستى همواره به يك ستاره پر فروغ نظر افكنده و راه به خطا نمىپيمايد و او در زندگى خود و براى روزى و توان خود جز يك سرچشمه را سراغ ندارد ، همان سرچشمهاى كه سود و زيان و منع و عطاء ( و همه چيز او ) از اوست ، لذا او تنها بدين منبع فياض چشم دوخته و تنها از آن استمداد مىجويد ، و به يك ريسمان چنگ مىزند تا او را نجات بخشد و تنها به يك هدف توجّه دارد و از آن روى برنمىگرداند ، و تنها به يك مولا خدمت نموده و مىداند چه چيزى خشنودى او را جلب مىكند ، پس همان را
هامش
( 1 ) . همان ، ج 19 ، ص 444 و 445 .