همدمى مرده دهد مردگى * صحبت افسرده دل افسردگى
سپس مىافزايد : « هرگز سايهء ( آرامبخش ) با باد داغ و سوزناك يكى نيستند . »
مؤمن در سايه انجام ايمانش در آرامش و امن و امان به سر مىبرد ، اما كافر به خاطر كفرش از ناراحتى و رنج مىسوزد .
و سرانجام در آخرين تشبيه مىگويد : « و هرگز زندهگان و مردگان يكسان نيستند . »
آرى مؤمنان زندگانند ، و داراى تلاش و كوشش و حركت و جنبش ، رشد و نمو دارند ، شاخه و برگ و گل و ميوه دارند ، امّا كافر همچون چوب خشكيدهاى است كه « نه طراوتى ، نه برگى ، نه گلى و نه سايه دارد » و جز براى سوزاندن مفيد نيست . « 1 »
ب ) تمثيل « موحّد » و « مشرك » در قالب مقايسه
بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند ، مسأله توحيد و شرك ، يك مسئله صرفا اعتقادى و ذهنى نيست ، بلكه در تمام زندگى انسان اثر مىگذارد ، و همه را به رنگ خود در مىآورد .
توحيد در هر قلبى جوانه زند ، موجب حيات آن قلب و عامل رشد و شكوفائى آن است . چرا كه توحيد ، افق ديد انسان را چنان گسترده مىكند كه به بىنهايت پيوندش مىزند .
امّا به عكس ، شرك انسان را در جهانى فوق العاده محدود ، جهان بتهاى سنگى و چوبى و يا بشرهاى ضعيف بت گونه فرو مىبرد و ديد و درك و همّت و توانائى و تلاش انسان را به همين رنگ و در همين ابعاد قرار مىدهد .
در آيات قرآن اين واقعيّت در لباس مثال ، آنچنان زيبا به تصوير كشيده شده كه رساتر از آن ممكن نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 18 ، ص 233 - 229 . با تلخيص و تصرف . همچنين درباره جنبههاى ادبى و ظرافتهاى لغوى اين تشبيهات به همين تفسير ج 18 ، ص 235 و 236 مراجعه نماييد .
( 2 ) . همان ، ج 11 ، ص 330 .