تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
كند ، و معلوم است كه چنين كسى نه بلنديهاى مسير خود را مىبيند و نه پستىها را ، و نه نقاط پرتگاه و سراشيبىها را . پس چنين كسى هرگز نظير آن كس ديگر كه سرپا و مستقيم راه مىرود نمىتواند باشد ، چون او جاى هر قدم از قدمهاى خود را مىبيند ، و احيانا اگر موانعى هم سر راهش باشد مشاهده مىكند و علاوه بر اين مىداند كه اين راه به كجا منتهى مىشود . كفّار راه زندگى خود را مثل آن شخص خزنده طى مىكنند . اينها با اينكه مىتوانند مستقيم راه بروند ، خوابيده روى زمين مىخزند ، يعنى با اينكه حقّ را تشخيص مىدهند دستى دستى چشم خود را از شناختن آنچه كه بايد بشناسند مىبندند و خود را به نديدن مىزنند و با اينكه مىتوانند طبق وظيفه‌اى كه بايد عمل كنند ، از عمل كردن به وظيفه چشم مىپوشند ، در برابر حقّ خاضع نمىشوند و در نتيجه بصيرتى به امور ندارند . به خلاف مؤمنين كه راه زندگى را تشخيص مىدهند و بر صراط مستقيم پايدار و استوارند و در نتيجه از هلاكت ايمنند . « 1 » آرى ، ايمان راهى است هموار و مستقيم كه رهروان خويش را به مقصد مىرساند و كفر راهى است ناهموار و سنگلاخ كه هر گامى كه در آن برداشته شود فرد را از هدف و مقصد واقعى دور تر مىسازد . پس با اين وجود كدامين راه به هدايت نزديكتر است ؟ و از راستان و كژان كداميك به مقصد و مقصود خويش دست خواهند يازيد ؟ اين پرسشى است كه به پاسخ نياز ندارد ، و قرآن نيز با قرار دادن اين علامت سؤال در اذهان ، تنها خواسته است تا آدمى كلاه خويش را قاضى قرار دهد و آنچه را كه صلاح و فلاح او در آن است برگزيند .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 20 ، ص 32 .