ولى از ديگران دستگيرى ننموده چيزى از آن را به ديگران نمىآموزند . بعضى ديگر ، هم خود از آن منتفع مىشوند و هم به ديگران مىآموزند ، طايفه سوم كسانى هستند كه نه خود از آن مىآموزند و نه به ديگران ياد مىدهند . » « 1 »
4 - تمثيل مؤمن و كافر به « راستان » و « كژان »
أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 2 » « آيا كسى كه به رو افتاده حركت مىكند به هدايت نزديكتر است يا كسى كه راست قامت در صراط مستقيم گام برمىدارد . »
در اين آيه ، افراد بىايمان و ظالمان لجوج مغرور ، به كسى تشبيه شدهاند كه از جادهاى ناهموار و پر پيچ و خم مىگذرد ، در حالى كه به رو افتاده و با دست و پا ، يا به سينه حركت مىكند ، نه راه را به درستى مىبيند ، و نه قادر به كنترل خويشتن است ، نه از موانع با خبر است و نه سرعتى دارد ! كمى راه مىرود و درمانده مىشود .
ولى مؤمنان را به افراد راست قامتى تشبيه مىكند كه از جادهاى هموار و صاف و مستقيم با سرعت و قدرت و آگاهى تمام به راحتى پيش مىرود .
. . . آرى افراد بىايمان چون خودخواه و خودپرست و لجوجند و جز منافع مادّى و زودگذر خويش چيز ديگرى را نمىبينند ، و از آنجا كه مسير آنها مسير هواپرستى است ، به كسى مىمانند كه از سنگلاخى عبور مىكند در حالى كه بر سينه و دست و پا مىخزد ، امّا كسانى كه در پرتو ايمان از قيد هواى نفس رستهاند بينشى عميق ، و مسيرى صاف و روشن دارند . « 3 »
لذا مثل كفّار در لجاجت و سركشى عجيبى كه دارند و در نفرتشان از حقّ ، مثل كسى را مىماند كه راهى را كه مىخواهد طى كند با خزيدن روى زمين ، آن هم به صورت طى
هامش
( 1 ) . تفسير درّ المنثور ، به نقل از : تفسير الميزان ، ج 8 ، ص 239 .
( 2 ) . ملك / 22 .
( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 24 ، ص 349 و 350 . با تلخيص .