آن نداشت . و اين اعتقاد همچون نورى بر تمامى زندگى وى پرتو مىافشاند و دل او را حياتى دوباره مىبخشد كه پيش از آن هرگز بدان راهى نداشت .
و اين تجربهاى است كه الفاظ ياراى انتقال آن را ندارند ، و تنها كسانى مىتوانند طعم آن را بچشند ، كه آن را از نزديك شناخته باشند ، و تعابير قرآن ، رساترين تعابير براى انعكاس حقيقت اين تجربه بشمار مىروند ، چرا كه مىتوانند با روشهاى از نوع همين تجربيات ، ترسيمگر خوبى براى آنها باشند . » « 1 »
2 ) تمثيل مؤمن و كافر به « بينا و سميع » و « كور و كر »
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا أَ فَلا تَذَكَّرُونَ .
« 2 »
« حال اين دو گروه ( مؤمنان و منكران ) حال « نابينا و كر » و « بينا و شنوا » است ؟ آيا اين دو همانند يكديگرند ؟ آيا پند نمىگيريد ؟ ! » مىدانيم كه مؤثّرترين وسيله براى شناخت حقايق حسى در جهان طبيعت چشم و گوش است . به همين دليل نمىتوان باور كرد افرادى كه از چشم و گوش به طور كلّى ( مثلا به صورت مادرزاد ) بىبهره باشند ، چيز درستى از اين جهان طبيعت درك كنند . آنها مسلما در يك عالم بىخبرى كامل به سر خواهند برد .
همين گونه آنها كه بر اثر لجاجت و دشمنى با حقّ و گرفتار بودن در چنگال تعصب و خودخواهى و خودپرستى ، چشم و گوش حقيقت بين را از دست دادهاند ، هرگز نمىتوانند حقايق مربوط به عالم غيب و اثارت ايمان و لذّت عبادت پروردگار و شكوه تسليم در برابر فرمان او را درك كنند . اين گونه افراد به كوران و كرانى مىمانند كه در تاريكى مطلق و سكوت مرگبار زندگى دارند ، در حالى كه مؤمنان راستين با چشم و گوش شنوا هر حركتى را مىبينند و هر صدائى را مىشنوند و با توجّه به آن ، راه خود را به سوى
هامش
( 1 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1200 .
( 2 ) . هود / 24 .