و از آنجا كه او را به خودسازى دعوت مىكند ، پردههاى خودخواهى و خودبينى و تعصّب و لجاج و هوى و هوس را از مقابل چشم جانش كنار مىزند ، و حقايقى را مىبيند كه هرگز قبل از آن قادر به درك آنها نبود .
در پرتو اين نور مىتواند راه زندگى خود را در ميان مردم پيدا كند ، و از بسيارى از اشتباهات كه ديگران به خاطر آز و طمع و به علّت تفكّر محدود مادى ، و يا غلبه خودخواهى و هوى و هوس گرفتار آن مىشوند مصون و محفوظ بماند .
سپس چنين فرد زنده و فعّال و نورانى و مؤثّرى را با افراد بىايمان لجوج مقايسه كرده و مىگويد : آيا چنين كسى همانند شخصى است كه در امواج ظلمتها و تاريكيها فرو رفته و هرگز از آن خارج نمىشود ؟ » قابل توجّه اينكه نمىگويد : « كمن فى الظلمات » ( همانند كسى كه در ظلمتها است ) بلكه مىگويد : « كمن مثله فى الظّلمات » ( همانند كسى كه مثل او در ظلمات است ) .
بعضى گفتهاند هدف از اين تعبير اين بوده كه اثبات شود چنان افراد به قدرى در تاريكى و بدبختى فرو رفتهاند كه وضع آنها ضرب المثلى شده است كه همهء افراد فهميده از آن آگاهند .
ولى ممكن است اين تعبير اشاره به معنى لطيفترى باشد و آن اينكه : از هستى و وجود اين گونه افراد در حقيقت چيزى جز يك شبح ، يك قالب ، يك مثال ، و يك مجسّمه باقى نمانده است ، هيكلى دارند بىروح و مغز و فكرى از كار افتاده ! . « 1 »
علّامهء طباطبائى دربارهء اين تمثيل قرآنى مىفرمايند :
« در آيهء شريفه استعاراتى به كار رفته ، ضلالت را به « مرگ » و ايمان و هدايت يافتن را به « زندگى » و هدايت يافتن به سوى ايمان را به « احياء » و راه پيدا كردن به اعمال صالحه را به « نور » و جهل را به « ظلمت » تشبيه كرده ، و همه اين تشبيهات براى نزديكى ساختن مطلب
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 5 ، ص 425 - 427 . با تلخيص .