معرفى مىكند . از جمله :
1 ) تمثيل مؤمن و كافر به « زنده » و « مرده »
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها ، كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 1 » « آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم و نورى براى او قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود ، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد ، اين چنين براى كافران اعمال ( زشتى ) كه انجام مىدادند تزيين شده است . »
در اين آيه افرادى را كه در گمراهى بودهاند ، سپس با پذيرش حقّ و ايمان تغيير مسير دادهاند ، تشبيه به مردهاى مىكند كه به اراده و فرمان خدا زنده شده است .
كرارا در قرآن « مرگ » و « حيات » به معنى مرگ و حيات معنوى و كفر و ايمان آمده است و اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه ايمان يك عقيده خشك و خالى يا الفاظى تشريفاتى نيست ، بلكه به منزلهء روحى است كه در كالبد بيجان افراد بىايمان دميده مىشود و در تمام وجود آنها اثر مىگذارد ، چشم آنها ديد و روشنائى ، گوش آنها قدرت شنوائى ، زبان توان سخن گفتن ، و دست و پا قدرت انجام هر گونه كار مثبت پيدا مىكند .
ايمان افراد را دگرگون مىسازد و در سراسر زندگى آنها اثر مىگذارد و آثار حيات را در تمام شئون آنها آشكار مىنمايد .
و در ادامه مىگويد : « ما براى چنين افرادى نورى قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه بروند . » گرچه مفسّرين درباره منظور از اين « نور » احتمالاتى دادهاند ، امّا ظاهرا منظور از آن تنها قرآن و تعليمات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيست ، بلكه علاوه بر اين ، ايمان به خدا ، بينش و درك تازهاى به انسان مىبخشد ، روشن بينى خاصى به او مىدهد ، افق ديد او را از زندگى محدود مادّى و چهار ديوار عالم ماده فراتر برده و در عالمى فوق العاده وسيع فرو مىبرد .
هامش
( 1 ) . انعام / 122 .