نيز ، نه تنها ثوابى عايد انفاق كننده نمىكند ، بلكه مال انفاق شده را نيز از بين مىبرد . « 1 »
آرى كسى كه چيزى به ديگرى مىدهد و منّتى بر او ميگذارد ، و يا با آزار خود او را شكسته دل مىسازد ، در حقيقت چيزى به او نداده است . زيرا اگر سرمايهاى به او داده ، سرمايهاى هم از او گرفته و چه بسا آن تحقيرها و شكستهاى روحى به مراتب بيش از مالى باشد كه به او بخشيده است .
بنابراين اگر چنين اشخاصى اجر و پاداش نداشته باشند كاملا طبيعى و عادلانه خواهد بود ، بلكه مىتوان گفت چنين افرادى در بسيارى از موارد بدهكارند نه طلبكار ، زيرا آبروى انسان به مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است . « 2 »
[ تمثيلات مقايسه اى براى ترسيم ارزشها و ضد ارزشها ]
همانگونه كه پيشتر اشاره داشتيم ، قرآن كريم براى ترسيم ارزشها و ضد ارزشها ، گاه به مقايسه آنها با يكديگر پرداخته و در قالب تمثيلاتى چند ، چهره نيكان و بدان و ابرار و اشرار را در كنار هم ، و در دو جبهه مخالف ، ترسيم نموده و از فطرتهاى سليم و وجدانهاى بيدار در مورد عدم تساوى آن دو اقرار مىگيرد .
در اينجا نمونههائى از تمثيلاتى كه در قالب مقايسه و براى تبيين چهرههاى گوناگون ترسيم گرديده ارائه مىگردد :
الف ) تمثيل « مؤمن » و « كافر » در قالب مقايسه
مىدانيم قرآن براى مرزهاى جغرافيايى و نژادى و طبقاتى و مانند آن كه انسانها را از يكديگر جدا مىكند اهميّتى قائل نيست ، تنها مرز را مرز « ايمان » و « كفر » شمرده است و به اين ترتيب تمام جامعه انسانى را به دو گروه « مؤمن » و « كافر » تقسيم مىكند . « 3 »
قرآن در ترسيم حالات « مؤمنين » و « كفّار » آن را در قالب تمثيلاتى زنده و گويا ، آشكارا
هامش
( 1 ) . مثالهاى زيباى قرآن ، ج 1 ، ص 119 .
( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 236 و 237 .
( 3 ) . همان ، ج 18 ، ص 231 .