وجه تمثيل و تشبيه نادان به حمار از آن است كه آن چهارپا از ديگر دوّاب در نزد آدميان به بلاهت و كودنى مشهورتر گشته ، از اينرو در بسيارى از السنه اهل عالم تشبيه آدم كودن و پليد ، به درازگوش از امثال جاريه است . و در امثال عرب است كه « فلان اكفر من الحمر » يعنى فلانى از الاغ نيز نادانتر است ! « 1 » علّامه زمخشرى مىگويد :
« از تعبير « الاغ » به عنوان مثالى براى بدترين نكوهشها و سرزنشها استفاده مىشود ، و در محاورات نيز براى رعايت ادب از آوردن اسم صريح آن ابا مىكنند بلكه با كنايه از آن ياد نموده و مىگويند : « درازگوش » . همانگونه كه از امور پست و فرومايه با كنايه ياد مىشود . . .
همچنين كسانى كه داراى صداى بلندى هستند ، صدايشان به « بانگ خران » تشبيه شده است . . . و اين همه براى مبالغه در مذمّت و هجو است . » « 2 »
به اين ترتيب ، اين گوياترين مثالى است كه براى عالم بىعمل مىتوان بيان كرد كه سنگينى مسئوليّت علم را بر دوش دارد ، بىآنكه از بركات آن بهره گيرد . و افرادى كه با الفاظ قرآن سر و كار دارند ولى از محتوا و برنامه عملى آن بىخبرند ( و چه بسيارند اين افراد در صفوف مسلمين ) نيز مشمول همين آيهاند . « 3 »
از ابن عباس نقل شده كه مىگفت :
« هر كس كه قرآن را تلاوت كند ، امّا در معانى آن تدبّر ننمايد و از آن اعراض نمايد و خود را از آن ( و دستورات و قوانين حياتبخش آن ) بىنياز به شمار آورد ، مشمول همين مثال خواهد بود ، امّا چنانچه آن را خوانده و حفظ نمايد و در طلب معانى آن ( و عمل بدان ) برآيد اين مثال در مورد وى صادق نخواهد بود . » « 4 »
هامش
( 1 ) . امثال قرآن ، ص 323 .
( 2 ) . تفسير الكشاف ، ج 3 ، ص 234 .
( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 24 ، ص 115 . و بنگريد به : تفسير فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3567 .
( 4 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 10 ، 430 .