به اين ترتيب معلوم مىشود ، همانگونه كه مشاهده آيات الهى و الطاف او در افرادى سبب آرامش ، زياد شدن ايمان و عبادت و شكر مىشود ، ولى براى گروهى ديگر موجب قساوت مىگردد و اين مربوط به نحوه حركت و جهتگيرى افراد است . درست همانند كليدى كه با يك نوع حركت درها را قفل مىكند و همين كليد با حركتى ديگر قفلها را باز مىكند و يك كليد هم مفتاح است و هم مغلاق . همچنانكه قرآن براى مؤمنان شفا و رحمت و براى ظالمان موجب زيان و خسارت است . « 1 » و « 2 »
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست * در باغ لاله رويد و در شورهزار خس
آرى ، گاه دلها آن چنان خاصيت تأثيرپذيرى از مواعظ و آيات الهى را - كه يكى از ويژگيهاى فطرى روح بشرى است - از دست مىدهند ، كه صاحبان چنين دلهايى نه تنها از مرتبت يك حيوان به مرتبه جمادى همچون سنگ تنزّل مىيابند ، بلكه از مرتبه سنگ نيز تنزّل يافته و نفوذناپذيرتر از آن مىشوند ! . « 3 »
به گفتهء حكيم سنائى :
اين چنين پر خلل دلى كه تو راست * دد و ديوند با تو زين دل راست
پارهء گوشت ، نام دل كردى * دل تحقيق را بهل كردى
اينكه دل نام كردهاى به مجاز * رو به پيش سگان كوى انداز
از تن و نفس و عقل و جان بگذر * در ره او دلى بدست آور
آن چنان دل كه وقت پيچاپيچ * اندر او جز خدا نيابى هيچ
دل يكى منظريست ربّانى * خانهء ديو را چه دل خوانى
هامش
( 1 ) . سوره اسراى ، آيه 82 .
( 2 ) . تفسير نور ، ج 1 ، ص 171 .
( 3 ) . تفسير المنار ، ج 1 ، ص 352 .