به هر صورت ، به علت آشنائى با يهودان و مسيحيان و اعتقادات مذهبى خود ، مردم جاهلى به گونهاى با وحى آشنائى داشتهاند .
اعتقاد به وحى الهى در همهء اديان آسمانى سابقهاى قديم دارد . حتى زرتشتيان نيز اعتقاد به سروش ايزدى و پيامآور الهى داشتهاند . درگاثاها ، قديمىترين اثر مذهبى ايشان ، خبر از آغاز پيامبر زرتشت است . امشاسپند بهمن « و هومن خرد هستى و نمايندهء منش نيك » در پاسخ « أشا » « سامان و هنجار هستى » مىگويد : « يگانه كسى كه من اينجا شناختهام و فرمانهاى مرا به كار مىبندد « زرتشت اسپنتمان » است . او است كه خواهان آن است كه با سرودهاى ستايش مزدا ، آئين راستى را برافرازد . از اين رو ما به او شيوائى سخن مىبخشيم . » « 5 » روان جهان كه از ستم و تباهى و ويرانى و زور ، فرياد برآورده بود از اين گزينش خشنود و خرسند مىگردد .
گذشته از تأييد قرآن مجيد ، در كتب رسمى يهود و نصارا نيز وحى الهى مورد استناد انبياء مىباشد . در بسيارى از موارد در عهد عتيق ( تورات ) از نزول الهام و وحى الهى به « نزول روح خدا » تعبير شده است « 6 » . در اين حال ، روح خداوند بر جان نبى مىنشيند و او از قوّت روح خدا پر مىشود و وحى الهى را ابلاغ مىكند « 7 » . شريعت و كلام الهى را « يهوه صبايوت » با روح خود بواسطهء انبياء مىفرستد « 8 » . در سيطرهء روح خداوند ، همه تسليم و مطيعند و چون روح خداوند بر كسى مستولى شد ، از آن متأثر مىگردد . مرد ديگرى مىشود و نبوت مىكند « 9 » .
كلمهء وحى بارها در تورات آمده است « 10 » . گاهى مستقيم و بدون واسطه نبى دعوت به نبوت مىشود « 11 » ، و بدون اينكه فرشتهاى در ميان باشد كلام الهى شنيده
هامش
الشعر و الشعراء 292 ، 396 ليدن ، مجالس ثعلبه 292 ، حيوان اصمعى 6 : 204 ، ثمار القلوب ثعالبى 81 ، اغانى 8 : 55 مصر ، امالى قالى 1 : 26 و نوادرش 2 : 158 ، روض الانف 1 : 131 ، مسبتطرف باب 60 ، 29 ، كامل ابن اثير 2 : 11 .
( 5 ) هات 29 ، بند 8 و بعد .
( 6 ) مثلا : دوم تواريخ ايام 15 : 1 و 24 : 20 ، نحميا 9 : 30 .
( 7 ) حزقيال 11 : 5 يوئيل 2 : 28 ميكاه 3 : 8 زكريا 7 : 12 .
( 8 ) زكريا 1 : 6 و 7 : 12 .
( 9 ) نمونهء آن قاصدان شائول و خود او ( اول سموئيل 10 : 5 - 11 و 19 : 20 - 24 ) و يا مشايخ اسرائيل در حضور موسى از نبوت بهره گرفتند ( اعداد 11 : 25 - 29 ) .
( 10 ) از جمله : اعداد 24 : 2 و دوم سموئيل 23 : 1 .
( 11 ) اول سموئيل 3 : 1 - 21 .