تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
پادشاه بنى اسرائيل شد ( 2 : 247 ) و به دلايلى ، نويسنده احتمال بسيار مىدهد كه منظور همان اسمعيل صادق الوعد باشد . و اللّه اعلم . همچنين پيامبران ديگرى كه بدانها هم اشاره‌اى شده است ( 2 : 258 و 36 : 14 ) . در اخبار نيز روايت متواترى كه ايجاد يقين بكند از تعداد آنها نرسيده است . ولى مشهورترين آنها روايتى است كه شمارهء پيامبران را يكصد و بيست و چهار هزار نفر « 24 » مىگويد كه 313 تن ( و يا 315 نفر ) ، يعنى گروه انبوهى از آنها مرسل بوده‌اند . در ميان اين گروه انبوه نيز دسته‌اى هستند كه بر پيمان نبوت خود ثبات و استقامت ورزيده‌اند ( 33 : 7 ) و يا اينكه احكام و شرايع مستقلا بدانها وحى شده و آنها پيامبران اولو العزم ( 46 : 35 ) هستند . يعنى اين پنج تن : نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى و محمد ( ص ) كه در ( 33 : 7 و 42 : 13 ) مذكورند ، ولى بعضى بدان پايه از استقامت نمىرسند . هر يك از اين پنج تن داراى شريعت و كتابند ( 42 : 13 و 5 : 44 - 48 ) . داود هم صاحب زبور است ( 4 : 163 ) ولى احكام و شرايع انحصار به پيامبران اولو العزم دارد و در واقع اينان پيامبران تشريعى هستند و ساير انبياء پيغمبران تبليغى خواهند بود كه كارشان تعليم و تبليغ و ارشاد مردم به تعليمات صاحبان شرايع است . تعداد پيامبران اولو العزم را بيشتر و كمتر از پنج تن هم ذكر كرده‌اند ولى مشهورتر همين تعداد پنج تن است و براى اين نام‌گذارى « اولو العزم » دلايل ديگرى هم جسته‌اند كه با توجه به آيات قرآن ( بخصوص 33 : 7 ) نظر مذكور محكمتر و معتبرتر مىنمايد .

وحى در قرآن

وحى و ابحاء در قرآن مجيد به وجوه مختلف آمده كه در بعضى موارد خيلى دور از معنى لغوى آن نيست . به همان معنى لغوى « اشارهء پنهانى » در قرآن نيز اشاره شده است . چنان كه وقتى زكريا بشارت تولّد يحيى را گرفت ، از محراب كه خارج شد به مردم خود اشاره كرد كه همهء صبح و شام خداى را تسبيح كنند . در اينجا ( 19 : 11 ) أوحى معنى اشاره كرد مىدهد .
هامش
( 24 ) شمارهء انبياء در اخبار بسيار متفاوت ذكر شده است . رقمى كه بين هشت هزار تا سيصد و بيست هزار تن متغيّر است . اما رقم مشهورتر همين عدد است .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 86 | محمود راميار