تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
اضافه فرمود : « . . . خداوند پيامبران را از پدران نيك و مادران پاك فرستاد . وقتى يكى از دنيا مىرفت ديگرى پس از او براى نشر دين خدا به پا مىخاست » . اين گروه پيامبران ، پياپى آمدند و رفتند و رسالت خود را به امت خود ابلاغ داشتند . نام بعضى در قرآن آمده و برخى ياد نشده‌اند . واضح است پيامبرانى كه در قرآن ذكر شده‌اند اختصاصى داشته‌اند . زيرا آنها مشهورترين پيامبران يهود بودند و اخبار ايشان ميان اهل كتاب مجاور رسول خدا ( ص ) در حجاز و اطرافش ، مشهور و زبانزد بوده است « 1 » . مردم آن زمان نيز وحى را مىشناخته‌اند و عده‌اى هم بدان گرويده بودند . از اينجاست كه خداوند تأكيد بر اين دارد كه آنچه بر دل محمد ( ص ) فرود آمده همان وحى الهى است و مشابه مدلول وحى ميان همهء پيامبران ؛ و تعجب مردم از وحى ، كه فردى از انسانها مهبط وحى الهى باشد ، جا ندارد ( 10 : 2 ) . جاهليان نيز به گونه‌اى با الهام و غيب آشنائى داشتند . در نظر ايشان ، كاهن نظرش را از الهام مىگيرد . الهام او از « تابع » و يا « رئىّ » است كه از غيب سخن مىگويد « 2 » . هم چنان كه هر شاعرى نيز نظمش را از « شيطان الشاعر » دريافت مىدارد . قريش به كلام آسمانى و سخن شنيدن از آسمان معتقد بود . چنان كه وقتى در مجالسشان به پيامبر مىرسيدند ، با اشاره به هم مىگفتند كه اين مرد از آسمان سخن مىگويد « يكلم من السماء » « 3 » . غير از كاهن اصطلاح ديگرى هم داشتند بنام عرّاف كه مرز ميان اين دو درست مشخص نيست . گفته‌اند كاهن از گذشته و عرّاف از آينده مىگفت . اما آنچه از سخنانشان گفته‌اند با اينها تطبيق نمىكند . اينها رجال دينى مردم جاهلى بودند و خود را نزديكترين فرد به آلهه مىدانستند . فال بينى ، پزشكى ، ساحرى ، كار اينها بود . دواى هر دردى پيش آنها بود . آئين آنها از بسيارى
هامش
( 1 ) الوحى المحمدى 31 ، مباحث دكتر صبحى صالح 22 . ( 2 ) تاج العروس 9 : 326 و بعد ، لسان 17 : 244 . . . ، مجمع البيان طبرسى 5 : 349 ، 367 ، بلوغ الارب 2 : 269 . اين تابع جنى حركت داشت ، حرف مىزد و كاهن را از مغيبات آگاه مىكرد . الروض 1 : 137 ، تابع ، جنّى بود كه در آسمانها استراق سمع مىكرد و با ظهور اسلام و نزول وحى درهاى آسمان بر شياطين بسته شد . صحيح مسلم 7 : 35 و بعد ، عمدة القارى 21 : 275 ، لسان 17 : 244 ، ارشاد السارى 8 : 400 ، بلوغ الارب 2 : 296 ببعد ، ابن هشام 1 : 207 ، مسند احمد 6 : 87 ، صحيح بخارى : بدء الخلق 6 و 11 و تفسير سورهء 34 باب 1 . ( 3 ) بلاذرى 1 : 115 .