تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
پنهانى و سريع به كسى اعلام شود ، يا به نوشته ، يا به سخن ، و يا به اشاره ، در خواب يا بيدارى . اين معانى مختلف وحى به قول محمد رشيد رضا در دو چيز اشتراك دارند : يكى آگاهى پنهانى و ديگرى فوريت « 13 » . يعنى پيامبران حقيقت وحى را سريع و پنهان از ديگران دريافت مىكنند . عقيدهء به وحى نزد يهود و نصارا نيز معروف است و نزد ايشان هم درجاتى دارد . اين كلمه در عبرى - آرامى ( اوحى
Aohy
) به معنى شتاب كردن و در حبشى ( وحى
Wahaya
) به معنى شناختن و دور زدن آمده است « 14 » .

سابقهء وحى

سابقهء وحى و نبوت همزمان تمدن بشرى است . امتى در جهان نبوده كه در آن پيامبرى نباشد .
« وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ
( 35 : 24 ) . و امتى نبود كه در ميان آنها بيم دهنده و راهنمائى نباشد » . تا حجّت خدا بر خلق تمام گردد و كسى را در برابر او حجّتى نماند . اگر حضرت آدم استقامت و عزمى كه در خور بود نداشت ( 20 : 115 ) مسلما از زمان نوح تا دوران پيغمبر اكرم اسلام ، پيامبران زيادى بودند كه وحى را دريافت داشته‌اند ( 4 : 163 و 164 ) و اين وحى چيزى نبود كه مخالف وحى محمدى باشد . بلكه خطوط كلى آن يكى بود . انبياء همگى چون دانه‌هاى زنجير به هم پيوسته‌اند و همگى در جهت تكامل جامعه و سير به سوى كمال تلاش داشته‌اند . از اين جهت مىتوان گفت جامعه بشرى خود موجود زنده‌اى است كه جدا از افراد خود نيز داراى زندگى و حركتى است كه بايد به سوى كمال باشد و الا حركت انحطاطى و قهقرائى محكوم به فناست . اين حركت تكاملى ايجاب مىنمايد كه مرز ميان حق و باطل روشن باشد و طبيعة حركت به سوى كمال موجب پيروزى حق و شكست باطل خواهد بود . مسير اجتماع بشرى را خداوند به جريان آب تشبيه فرموده : همانطور كه در جريان سيل ، كف آب را مىپوشاند ولى سرانجام اين كف نابود مىشود و حقيقت آب نمايان مىگردد
هامش
( 13 ) الوحى المحمدى 66 . ( 14 ) مختصر دائرة المعارف اسلام ، كلمهء وحى .